»» پایگاه خبری و اطلاع رسانی جــارچی
ku

آثار هنري همواره خواهند بود و جاودانه هم باقي خواهند ماند و براي سعادت بشري هم همواره موثر خواهند بود. اين آثار تجارب انساني هستند كه به خود شكل گرفته اند و ما از دريچه ي حواسمان به آنها مي نگريم و لذت مي بريم.


از ويکيپديا:

هنر آفرينش انسان است. به توان ، اثر و کاري که از تصور و آفرينش انسان شکل يافته است، هنر مي‌گويند.  امر هنري الزاما با زيبايي همراه نيست يا زيبايي شناسي يکتايي ندارد ولي همواره با خلاقيت انسان همراه است.


واژه شناسي:

واژه? هنر در زبان سانسکريت، ترکيبي از دو کلمه سو به معني نيک و نر يا نره به معناي زن و مرد است. در زبان اوستايي سين به‌ها تبديل شده و واژه هونر ايجاد گشته است که در زبان پهلوي يا فارسي ميانه به شکل امروزي (هنر) درآمده است که به معناي انسان کامل و فرزانه است.

در ادبيات ايران در دوره اسلامي اين معنا دوباره دگرگون شد، و هنر به معناي کمال، فضيلت، هوشياري، فضل، تقوي، دانش و کياست و... به کار رفت، که داراي بار معنايي عام بود:

به دشمن نمايم هنر هرچه هست/ز مردي و پيروزي و زور دست (فردوسي)

چون غرض آمد هنر پوشيده شد/صد حجاب از دل به سوي ديده شد (مولانا جلاالدين محمد بلخي)




هنرهاي زيبا

در حالت کلي آثار هنري را به دو دسته? هنرهاي زيبا و هنرهاي کاربردي بخش مي‌کنند:

هنرهاي کاربردي:

 منظور از هنرهاي مفيد هنرهايي است که نخست کارکرد و سودمندي آن‌ها اهميت دارد و هدف از خلقشان کاربردشان بوده است. مانند: طراحي خودرو، معماري، طراحي لوازم خانه، سينما.

هنرهاي زيبا:

منظور از هنرهاي زيبا هنرهايي است که تنها به دليل زيبا بودنشان خلق شده‌اند. به عبارتي «نه به خاطر چيزي ديگر، بلکه به خاطر خودشان به وجود آمده‌اند». مانند: نقاشي، مجسمه‌سازي، موسيقي، رقص.

واژه هنر امروزه در در زبان فارسي معنايي در معنايي متفاوت از گذشته به کار مي‌رود و بيشتر منظور از آن اشاره به نتيجه خلق انسان‌ها در زمينه هنرهاي زيبا است. معناي اين واژه امروز معادلي براي واژه fine arts در زبان انگليسي است.

 مجموعه هنرهاي زيبا به ? دسته تقسيم مي‌شوند:

- موسيقي

- هنرهاي دستي مانند مجسمه سازي، شيشه گري، و...

- هنرهاي ترسيمي شامل نقاشي، خطاطي، عکاسي، و...

- ادبيات شامل شعر و داستان، نمايشنامه، فيلمنامه و نثر

- معماري

- رقص و حرکات نمايشي

- هنرهاي نمايشي شامل سينما، تئاتر، و...

وجوه مشترک آثار هنري عبارت‌اند از:

تخيل به عنوان مهم‌ترين عامل در شکل‌گيري اثر هنري است

همه آثار هنري از عاطفه و احساس هنرمند سرچشمه مي‌گيرند نه از تفکر منطقي و عقلاني او

چندمعنايي بودن و منشور ‌مانندي، وجه اشتراک سوم تمام آثار هنري است.

اين جنبه از خصايص آثار هنري، در واقع از دو ويژگي قبلي که برشمرديم، نتيجه مي‌شود. بدين معني که هر پديده ‌اي که عنصر اصلي سازنده آن تخيل و عاطفه باشد، بي شک نمي‌تواند معنايي منجمد و تک بعدي داشته باشد. از اين روست که هر کس در برابر آثار هنري مي‌ايستد، دريافت و استنباط خاصي دارد.

تغييري که هنر بر روح انسان مي‌گذارد تغييري عميق و ماندگار و طولاني‌تر است. در نتيجه هر گاه خواهان اثرگذاري ماندگار باشيم مي‌توانيم از هر يک از رشته‌هاي هنري به فرا خور نيازمان استفاده کنيم. همانطور که در روانشناسي اين مسئله به اثبات رسيده ‌است، جهان از مجموعه ‌اي از افراد تشکيل شده‌است پس اگر بخواهيم در سريعترين حالت بر تعداد زيادي از افراد تاثيرگذاري داشته باشيم مي‌توانيم از اسباب هنر استفاده کنيم که هنر موسيقي و هنر نمايشي چون از طريق احساس شنوايي و احساس بينايي به سرعت درک مي‌شوند مي‌توانند مخصوصا توام با يکديگر به سرعت و در بعد جهاني تاثيري ژرف و عميق و ماندگار و طولاني در جوامع به وجود مي‌آورند.

هنرهاي سنتي

هنرهاي سنتي،هنرها و صنايع ظريفه ‌اي هستند که در طول سده‌هاي متمادي با حفظ ريشه‌ها و سنت‌هاي خود رشد کرده مراحل شکل‌گيري خود را گذرانده يا مي‌گذرانند.

هنرهاي سنتي ايران را به 6 دسته عمده تقسيم مي‌کنند:

?.شعر و ادبيات

?.موسيقي

?.معماري و هنرهاي وابسته

?.نمايش‌هاي سنتي و آييني

?.سوزندوزي و رودوزيهاي سنتي

6.صنايع مستظرفه(که بجز 5 دسته بالا همه آثار هنري را شامل مي‌شود)

--------------------------------------------

…هنر چيست؟! نمي دانم… جوهر اصلي اين پد يده ي اسرارآميز و وصف ناپذ ير انسان را حيران مي سازد. اما در عين حال مي دانيم كه از قد يمي ترين زمانها تاكنون افراد بشر تجارب فردي و خصوصي خود را به صور مجسمي منعكس ساخته اند كه ما آنها را آثار هنري مي ناميم… و ضمنا مي دانيم كه هنر در زند گي بشر، اصلي اساسي است.

اگر از تمدن بشري و زندگاني ما آثار هنري را بگيرند زندگي چگونه مي شود؟

اثار هنري همواره خواهند بود و جاودانه هم باقي خواهند ماند و براي سعادت بشري هم همواره موثر خواهند بود. اين آثار تجارب انساني هستند كه به خود شكل گرفته اند و ما از دريچه ي حواسمان به آنها مي نگريم و لذت مي بريم..ليكن راه هنري به اين سادگي هم نيست..ما نقاشي را مي بينيم، موسيقي را مي شنويم واثر يك حكاكي را بر سطح خاص به مد د حس لامسه درك مي كنيم اما اين تاثرات حسي ماست كه به عكس العمل هاي احساسي منجر مي شود و بعد ازيك كار عقلي است كه آن احساس و ذكاوت مارا به مرحله ي ادراك مي رساند. اين ادراك چگونه حاصل مي شود؟ فرمول قطعي و صريح نيست! مخلص كلام اينكه براي درك اين احساس قاعده ي روشني نيست.پيچيدگي هنر به گونه اي است كه از نقطه نظرهاي گوناگون مورد بحث است و هيچكدام از اين نظرها بر ديگري برتري ندارد.

...اما در مطالعه ي يك اثر هنري بايد اصول زير را مد نظر داشت:

بايد دانست كه يك اثر هنري عبارت از شكل يا فرمي است كه هنرمند آفريده است.. اين اثر بر اساس قواعد زمان و مكان و تمدن خاص بنا شده است، داراي موضوع و محتوي است و معمولا هد في را هم د نبال مي كند. اگر بخواهيم واضح تر بگوييم اثر هنري فرمي دارد كه سرشار از هم آهنگي است كه اين ساختمان باعث مي شود از ساير مقولات تميز داده شود..اين اثر را چه كسي آفريده؟..هنرمند..و اوچه كرده ؟ يك ضرب المثل چيني مي گويد: براي يك نقاش نقش ببري را بكشد بايد حتما هنگام نقاشي خود را به قوت و قد رت يك ببر بداند!... تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل!

?هنر چيست؟

هنر تجسم يك تجربه ي انساني است.

هنر تركيب پد يده هاي هستي است به گونه اي كه احساسي را در بيننده بوجود آورد.

هنر كوششي است كه به آفرينش يك اثر زيبا منجر مي شود

هنر جوششي دروني و بيروني است که به خلق پديده اي منجر مي شود.

... اينها نمونه هائي از تعاريف مختلف هنر هستند.اما مسئله همچنان حل نشده باقيست!

در يونان و روم باستان هنر را تركيب انسان، طبيعت و زيبائي مي دانستند و بدين لحاظ هم اكثر آثار هنري آن دوران مجسمه هائي از آدمها در عين زيبائي و تناسب اندام بوده است.

?انواع هنر (تقسيم بندي كلي) :

?- هنر غنائي بزمي :  محتواي اين هنر عاشقانه است. مجالس عيش و نوش وبزم و پايكوبي نمونه هاي بارزاين هنر است.

?- هنر عرفاني :  اين هنر سوز و گداز و راز و نياز در راه كمال را نشان ميدهد. هنري كه با مثال آثار حافظ در ذهن خود بدرستي ويژگيهايش را درك مي نمائيد.

?- هنر حماسي :  شرح حماسه ها، رزم ها، اساطير و قهرمانان باستاني نطير رستم و..

?- هنر تعليمي :  اين هنر به ترويج اخلاق و افكار و انديشه هاي متنوع اخلاقي مي پردازد. اين هنر در خدمت آموزش است.

?- هنر سياسي :  كليه ي آثار سياسي در زمينه هاي گوناگون كه به ترويج افكار متفاوت با روند معمول جامعه و يا در خدمت آن باشد در اين فالب هنري مي گنجند.

?انواع هنر (تقسيم بندي از نقطه نظر رسالت):

?- هنر براي هنر :  در اين نوع از هنرهدف از كار هنرمند بيشتر ارتقا سطح هنر است.هنرمند رسالت كاري خود را تلاش براي بر جا گذاشتن آثار هنري به يادگار دارد و هنرمند هنردوست از طبقه ي خواص جامعه كسي كه خود را از ديگران يعني عوام جدا مي داند نمونه ي مناسبي براي اين نوع از هنر است.

?- هنر براي هنرمند :  در اين نوع از هنر هنرمند در خدمت خود است و هنر را براي شهرت فردي تجربه مي نمايد.و ممكن است با قبلي تركيب هم بشود يعني هم براي هنر وهم براي خود تلاش نمايد.

?- هنر براي جامعه: اين نوع هنر با اجتماع انساني كه غالبا از طيف عموم مردم است سروكار دارد.هنرمند رسالت كاري خود را بر اساس خدمت به افراد رده هاي مياني و پائين اجتماع قرار داده است و براي آنان تلاش دارد.


?نمايش:

نمايش در زبان فارسي ترجمه ي تئاتر است و آن هنري است كه از چند هنر ديگر تركيب يافته است. در نمايش بازيگران خود را به جاي قهرمانان و اشخاص داستان مي گذارندو وقايعي را كه بر سر قهرمانان آمده است با حركات و اعمال و گفتار خود يك به يك در روي صحنه مجسم مي كنند.

در نمايش از ادبيات، موسيقي، نقاشي و حتي حجاري و معماري و برخي هنرهاي ديگر استفاده مي شودبنابراين آن را كامل ترين هنرها مي نامند.

نمايش در سراسر گيتي به اشكال مختلف متداول است و در بعضي از كشورها سابقه ي آن به زمانهاي بسيار دور تعلق دارد.در ايران نيز نمايش از زمانهاي قديم متداول بوده است، نمايش حاجي فيروزنوروزي بازي و...از قديم در عيد نوروز برگزار مي شده است.نمايشهاي سوگواري، نقالي، تئاتر روحوضي، تعزيه و شبيه خواني از ديگر اشكال نمايشي در گذشته بوده است.

اصل و منشا’ نمايشي را كه اكنون در سرتاسر جهان رواج دارد به كشور يونان نسبت مي دهند(هرچند كه پيش از آن نيز نمونه هائي موجود بوده است) يونانيان قديم خدايان متعددي داشتندو آنها را پرستش مي كردندو در اوقات خاصي براي بزرگداشت يا پرستش آنها جشن هائي ترتيب مي دادند. در اين جشن ها نمايشهائي نيز برگزار مي شد.محل نمايش اغلب دامنه ي تپه اي بود كه ميان آن فرو رفتگي داشت. سينه ي تپه را پله پله مي كردندتا تماشاگران بر آنها بنشينندو در پايين، زمين مسطحي را به بازيگرا ن وگروه خوانندگان اختصاص مي دادند. جمعيتي كه براي نمايش در محل گرد مي آمدند گاهي از بيست هزار نفرهم تجاوز مي كرد.

نمايش در قرن پنجم پيش از ميلاد به اوج عظمت و اعتلاي خود رسيد و نمايشنامه نويسان بزرگي در اين قرن ظهور كردند.

آشيل، سوفوكل و اوريپيد بعنوان مبدعان نمايشنامه نويسي نوين گوهري را در تاريخ بشريت نهادينه كردند كه امروزه با وجود پيدايش سينما و فيلم و نفوذ بي سابقه ي آن در همه ي كشورهاي جهان، نمايش اهميت و اعتبار خود را از دست نداده است و امروزه از جهت پرورش قواي ذهني كودكان و نوجوانان ارزش جديدي از نظر تربيتي پيدا كرده است.


?تاريخچه:

بايد اعتراف كرد بدليل نبود امكانات چاپ و نگهداري اسناد در دوران قديم مدرك معتبر و مستندي از آن دوران كهن در هيچ زمينه ي هنري باقي نمانده است (براي كسب اطلاعات بيشتر به كتب تاريخ عمومي هنر موجود كه بسيار زياد هم هستند مراجعه فرمائيد)اما برخي منابع معتبر تاريخي به ما مي گويدكه در سال ???? ميلادي فردي اسپانيائي در غارهاي آلتامير واقع در آمريكاي جنوبي قديمي ترين آثار هنري جهان را در قالب نقاشي مربوط به ?? تا ?? هزار سال قبل يافته است.نقاشي گرانبهائي كه انسان اوليه به منظور سحر و جادو براي موفقيت در شكار خود يا ثبت و جاودانه كردن آن موفقيت با كمك خاك رس، دوده ي آتش و كمي پيه ي شكار بر ديواري ترسيم نموده است.

وقتي انسان اوليه حيوانات را اهلي كرد انقلاب واپسين سنگي را بوجود آورد و به عصر ديرينه سنگي پايان داد. سنگها را در نهايت دقت و ظرافت استفاده و ابزاركاررا ساخت. كار روي فلزات، كوزه گري، بافندگي و ريسندگي و حتي كارهاي اوليه ي ساختماني را با خاك، گل و آجر تجربه كردو…

مجسمه هاي يافته شده از آن دوران سرهائي متعلق به ?يا ? هزار سال قبل از ميلاد و اسكلت هاي واقعي انسان هستند كه با موادي پوشيده شده اند تا شكل انساني بگيرند.اين روش تاپايان دوره ي امپراتوري روم ادامه داشت.علت هم اين بود كه انسان مي خواست با اينكار در راه جاودانگي خود گام بردارد چون آنها معتقد به وجود روح بودندو محل آنرا هم در سر مي دانستند! لذا سعي در نگهداري سرهاي دوستان و دشمنان دركنارخود همواره مزيد علت براي ساخت مجسمه هاي آن دوران بوده است!!

احترام و عبادت هم يكي از خصوصيات مذهبي مردم ابتدائي است كه با ساخت مجسمه بزرگان كم كم شكل بت به خود گرفت و عبادت شد.

آنچه از تمدن هاي افريقائي بر جامانده است مجسمه هائي با سرهاي بزرگ و بدنهاي كوچك مي باشد چرا كه آنها سر را جايگاه روح مي دانسته اند. رقص هاي با ماسكي هم كه از اين تمدن باقي مانده است نمونه هاي مفيدي از نمايش تسخير روح بشمار ميروند! چيزي كه تاريخ غرب با كتمان آن نقش عمده اي براي تغيير منشا’ تئاتر انجام داده است! تصور نگارنده براين است كه حتي دردوران ديرينه سنگي وقتي انسان اوليه بعد از تشكيل خانواده وظايف را براساس جنسيت تقسيم كرد، مرد را به شكارو حفظ خانواده گماشت و زن را مسئول پخت و پز و نگهداري كودكان ساخت( از همين نقطه است كه تعريف كلمه ي مرد نشات گرفته "مرد يعني كسيكه مي ميرد!") هم واژه نمايش بوده است!! …شكارچي كه از شكار باز مي گشت با ساير اعضاي خانواده دور آتش مي نشست! تصور كنيد كه او از جنگ هايش مي گويد، از نبردهايش مي گويد حتي ممكن است خود برخيزد و نمايش كوتاهي از شكار را بتنهائي بازي نمايدو يا حتي از يك عصر حجري ديگرهم بخواهد كه نقش شكار را بازي كندو او با نيزه اي ازجنس سنگ وي را شكار كند. اين چيزي جز تعريف نمايش نيست.چيزي جز تاريخ فراموش شده ي نمايش نيست!چيزي كه تاريخ نويسان با تمام خوبيهايشان در حق بشريت به فراموشي سپرده اند واينك نمايش را به يونان نسبت مي دهند! ما در اين نمايش عناصر مورد لزوم و اصلي نمايش يعني داستان، فرم، تماشاچي، بازيگر، صحنه، كارگردان و ... بخصوص ارتباط بين نمايش و تماشاچي را داريم!


?نمايشنامه:

نمايشنامه متني است كه نمايش از روي آن خوانده، تمرين و اجرا مي شود و آن يكي از انواع متون ادبي است كه براي نمايش تنظيم مي شود. در آغاز نمايشنامه بعد از آوردن نام آن اشخاص نمايش يا شخصيت هاي نمايشنامه نام برده مي شوندوسپس شرح مختصري از محيط داستان، سن وسال و قد و چهره ي اشخاص داده شده و بعد گفتگوي اشخاص آورده مي شود. كارها و حركات بازيگران داخل كروشه() و اگر حجم زيادي داشته باشد با حروف ريزتر چاپ مي گردد. نمايش اغلب به چند قسمت تقسيم مي شود و هر قسمت با پايين آمدن يا كشيدن پرده اي خاتمه مي يابدو قسمت بعدي با بالا يا كناررفتن پرده شروع مي شود، از اين رو هر قسمت از نمايش را " پرده " گويند.

چگونگي آرايش هر پرده هم در ابتداي هر پرده مي آيد.

هر پرده هم ممكن است به قسمت هاي كوچكتري تقسيم شود كه با روشن و خاموش شدن نور اعلام گردد كه به هر قسمت يك " صحنه "گويند.

?انواع نمايشنامه:

?- نمايشنامه كمدي :  به نمايشنامه هائي اطلاق ميگردد كه موضوع داستان آن خنده آور، شاد و نشاط آور باشد

?- نمايشنامه درام :  اگر موضوع داستان نمايشنامه چنان باشد كه در آن اشخاص بازي تصاوير واقعي از زندگي را نشان دهند نمايشنامه درام خواهد بود.

?- نمايشنامه ملودرام :  ممكن است درام مايه اي از كمدي نيز داشته باشد كه در اينصورت به آن نمايشنامه ملودرام گويندكه گاهي اين مسئله بصورت پايان خوش نمايش نمود مي يابد.

?- نمايشنامه تراژدي :  اگر نمايشنامه وقايع فوق العاده مصيبت بار و غم انگيز نظير مرگ پدر، برادر،فرزند و …را نمايش دهد در زمره ي نمايشنامه هاي تراژيك يا تراژدي مي گنجد.

?- نمايشنامه طنز :  گاهي نمايشنامه هاي كمدي حاوي پيام نيز مي باشند كه ممكن است تلخ و گزنده يا حتي سياه نما هم باشند، اين نمايشنامه ها طنز هستند.

?- نمايشنامه هجو :  چنانچه نمايشنامه در بيان حالات كمدي يا طنز دردام مسخره كردن افراد يا موضوعات بيافتد نمايشنامه در زمره ي نمايشنامه هاي هجو شناخته مي شود.

?- نمايشنامه لغو :  نمايشنامه هاي طنز يا هجوي كه بصورت بي بند وبار مسائل خانوادگي و غير اخلاقي را مطرح نمايند در اين دسته مي گنجند.

اجزاء اصلي نمايش:

?هنر نمايش دو جزء اصلي دارد.

?- داستان (محتوي) :   داستان يا قصه يا محتوي همان حرفي است كه نويسنده قصد دارد آنرا القا نمايد.در حقيقت همان پيام نمايش است و بر دو نوع است:

الف :  محتواي اصلي يا اورژينال كه از تخيل خود نويسنده بر اساس واقعيت يا حتي غير آن نشات مي گيرد، نظير روح داستاني حاكم بر بينوايان ويكتور هوگوكه براي اولين بار و توسط او مطرح شد.

ب :  اقتباسي كه همان شكل برگرفته شده از يك كار هنري انجام شده است. براي فهم مطلب تصور كنيد هنرمندي از روي داستان ويكتور هوگو يك فيلم سينمائي بسازد.

?- ساختار دراماتيك (فرم) :  ساختار دراماتيك اساسي ترين عنصر در هر اثر هنري است و به اين صورت تعريف مي شود: ارائه اثر به بهترين وجه بگونه اي كه بيشترين اثر را بر تماشاچي بگذارد.

رمز آن هم چيزي جز كسب دانش مربوط به ساختار دراماتيك نيست!بخش عمده اي از آن در حيطه ي علم مي گنجد كه بايد در دانشكده هاي هنرهاي دراماتيك كسب كرد يعني زبان نمايش و راههاي استفاده از تكنيك هاي تئاتري اما بخش ديگر آن به شناخت، شعوروآگاهي خالق اثر بستگي دارد كه در قالب علمي نمي گنجد و بيشتر بعد هنري مد نظر است كه بايستي با مطالعه مداوم در ارتقا اين بينش كوشيدو قابل كسب در هر دانشكده اي نيست.

?مفاهيم و واژه هاي تئاتري:

براي اينكه هنرجويان ارجمند بتوانند با مفاهيم مقدماتي تئاتر آشنا شوند در حد همان مقدماتي بعضي از واژه ها و مفاهيم اصلي مورد نياز را براي آنان با زبان ساده بازگو مي نمايم.

?- سن :  محلي است كه در آن نمايش از روي متن نمايشي تمرين و در نهايت اجرا مي شود و اغلب بصورت سكوئي بالاتر از سصح ديد تماشاچي و در برخي اوقات در ميان آنها ساخته ميگردد.

?- پرده :  هر نمايش به قسمتهائي تقسيم مي شود اگر هر قسمت با باز و بسته شدن پرده اعلام شود به هر قسمت يك پرده گويند.يك نمايشنامه مي تواند يك پرده يا بيشتر باشد.

?- صحنه :  قسمتي از نمايش را كه از پرده كوچكتر است و با روشن و خاموش شدن نور اعلام مي شود صحنه گويند.

?- آوانسن :  بخش جلويي هر صحنه را كه اغلب بصورت نيم دايره طراحي و ساخته مي شود را گويند.آوانسن مهم ترين قسمت يك صحنه است و هر چند در برخي مواقع با تمهيدات تئاتري مي توانيم بخش انتهائي صحنه را مهم نمايش دهيم مثلا با نورپردازي موضهي انتهاي صحنه كه اهميت آنرا نشان مي دهد اما حقيقتا مهم ترين بخش صحنه بدليل نزديكي با تماشاچي همان آوانسن است.

?- نويسنده :  كسي است كه بدلايل شخصي يا غير شخصي متني را براي اجرا يا ثبت در تاريخ مي نويسد.اين متن مي تواند در قالب داستان كوتاه، رمان يا داستان بلند و نمايشنامه كه از جمله متون اصلي ادبي هستند بگنجد.

?- كارگردان :  وي كسي است كه مسئوليت اساسي اجراي يك نمايش را از تدارك مراحل آغازين تا اتمام اجرارا برعهده دارد و مسئول مطالعه متن، انتخاب بازيگران،تقسيم نقش هاو…تامراحل ديگر نظير طراحي جزئيات حركات بازيگران و…مي باشد.

?- بازيگر :  كسي است كه مسئول اجراي حركات و … محوله توسط كارگردان به منظور ايفاي يك نقش هنري است.

?- ميزانسن :  به مجموعه حركاتي كه يك بازيگر به طراحي و دستور كارگردان در صحنه اجرا مي نمايد مي گويند.

?- ديالوگ :  كليه ي گفتگوهاي دو يا چند نفره بازيگران در نمايش كه معمولا با احساسات گوناگون همراه است ديالوگ مي گويند.ديالوگ بيشتر بصورت برون گرا ادا مي شود.

??- مونولوگ :  مجموعه گفتگوها و زمزمه هائي كه يك بازيگر با خود دارد و بصورت درون گرا ادا ميگردد مونولوگ گويند.

??- ميميك چهره :  به حركات ريز چهره ي بازيگر اطلاق مي گردد

??- دكور :  هر آنچه كه در يك نمايش بعنوان ابزار صحنه در معرض ديد تماشاچي قرار مي گيرد دكور است و براي آن دو مسئوليت مهم طراحي دكور و ساخت و اجراي آن متصور است كه دو وظيفه و سمت طراح دكور و سازنده دكور عناوين آن مي باشند.فردي كه كار دكور انجام ميدهد دكوراتور نام دارد.

??- گريم :  به عمل چهره پردازي بازيگران در نمايش گويندو دو مسئول طراحي گريم و اجراي آن براي گريم و چهره پردازي مقرر شده است كه در اكثر مواقع در نمايش هاي آماتوري بصورت تخصصي طراحي و اجرا نمي شود.اين عمل با استفاده از وسايلي ميسر است كه كار با هريك تخصص ويژه اي را مي طلبد و نقش آن در نمايش بسيار بنيادي است.در نمايش هاي سطحي وآماتور از وسايلي شبيه ابزار هاي آرايش زنان مثل کرم سفيدکننده – مدادسياه و قهوه اي- ماتيک هاي قرمز و قهوه اي و... استفاده مي شود که تقريبا شکل بازيگران در چهره ي فرد نقاشي مي شود!براي پاک کردن گريم قبل از شستن ضروري است با شير پاک کن و پنبه گريم از چهره زدوده شود و سپس با آب و صابون شسته گردد.

??- افكت :  به كليه ي محيطي كه ممكن بصورت زنده يا توسط دستگاه پخش صوت در نمايش اجرا گردد افكت گويندو صداهائي مثل رعد وبرق، خش خش خرد شدن برگ زير پاي بازيگر، شليك گلوله، ترمز ماشين، زوزه ي حيوانات وحشي يا باد و… كه در برخي نمايش ها لازم هستند مي گويند.

??- نور :  بدليل اهميت اين مبحث آنرا به عنوان يك بحث نيمه تخصصي مطرح مي نمايم.

از آنجائيكه نمايش در بيشتر اوقات در محلي سرپوشيده تمرين و اجرا مي شود بحث نور يكي ار كليدي ترين مباحث است كه هر فرد تئاتري بايستي تا حدي با آن آشنا باشد.

?انواع نور:

1.      نور عمومي :  اين نور همان نوري است كه از روبرو به صحنه نمايش مي تابد ويك نور اصلي است. خاصيت تخت كنندگي و فاقد بعد بودن به همراه وجود سايه هاي مزاحم در پشت سر بازيگران از محدوديت هاي اين نور است ولي بقدري اين نوع از نور اهميت دارد كه تحت هيچ شرايطي در نمايش هاي ساده قابل اغماض نيست.حداكثر زاويه ي تابش اين نور نسبت به خط افق بين ?? تا ?? درجه است كه بهترين زاويه همان ?? درجه مي باشد.

2.      ب: نور جانبي :  اين نور نوري است كه از طرفين به صحنه مي تابدو سايه هاي مزاحم نور تخت را تا حدي تخفيف داده و كم مي كند اما از بين نمي برد. اين نور كه از چپ و راست صحنه مي تابد با همان بهترين زاويه يعني ?? درجه تا حداكثر ?? درجه قابل تابش است و به سوژه هاي موجود در صحنه حالتي سه بعدي مي بخشد.

3.      ج: نور پشت :  اين نور از بالا و پشت بازيگران بطرف تماشاچيان تابيده مي شود به گونه اي كه از ديد تماشاچيان مخفي باشد.اين نور سايه هاي مزاحم نور عمومي روبرو و نورهاي جانبي را در صورت تنظيم دقيق بصورت كامل حذف مي كندو به نور بكرانديا بك گراند معروف است.

4.      نور موضعي :  يك نور مهم و اساسي در نمايش است كه بخش كوچكي از صحنه يا موضوع را روشن مي كند و براي تاكيد بخشيدن به يك شوژه ي انساني يا غير انساني كاربرد دارد. با اين نوع از نور مي توان حتي در انتهاي صحنه كه كم خاصيت ترين بخش صحنه است از آوانسن كه مهم ترين بخش صحنه است نقطه اي مهم تر ساخت!و نظر تماشاچيان را براي مدتهاي مديد معطوف آن نمود.

5.      و: نورهاي رنگي :  نوع ديگري از نور مي باشد كه با وسيله هاي رنگي با نام فيلتر رنگي قابل طراحي و اجرا بر روي موضوعات بوده و حالات مختلفي را براي تماشاچي تداعي مي نمايد.شناخت نورها و رنگهاي اصلي و كاربرد روانشناسانه آنها عمده ترين خاصيت است كه طراح نور بايستي از آن مطلع باشد تا بهترين نوع نورپردازي را ارائه نمايد.

تذکر: لازم است در طراحي نور براي نمايش به گونه اي عمل شود که نور به صورتي بر موضوع تابيده شود که از ايجاد سايه در جلو بازيگر که تمرکز حواس تماشاچي را برهم مي زند اجتناب شود.در ضمن از نورهاي بسيار شديد استفاده نشود و نورها حالتي تقريبا ملايم داشته باشند.

?تمرينات بازيگري:

بدليل اينكه بازيگر كليدي ترين عنصر در هر نمايش است بخش عمده اي از جزوه بايستي به اين مقوله اختصاص يابد.به همين دليل انواع تمرينات بازيگري را در ذيل ارائه مي نمايم. لازم به تذكر است كه يك بازيگر بايستي همواره و بصورت روزانه اين تمرينات را انجام بدهد تا آمادگي وي همواره حفظ گردد.ويژگيهاي برجسته بدني بعلاوه ي بيان مناسب و تمركز قوي در زمينه ي كنترل تنفس و صوت و در نهايت آمادگيهاي روحي و رواني جهت شناخت شخصيت هاي متفاوت جامعه و به اجرا در آوردن آنها مهم ترين خصوصيات يك بازيگر توانمند است كه توسط تمرينات ذيل تا حدي با اصول اوليه ي آنها آشنا مي شويم با ذكر اين نكته كه صرف دانستن اين اصول و تمرينات هيچ كس را بازيگر نمي كندمطالب را ادامه مي دهيم.

الف) تمرينات بدني

?- تمرينات فارتلك :  يك بازيگر به منظور كسب و حفظ آمادگي بدني اش بايستي هر روز مسافتي را بدود.

روزهاي آغازين تمرين بعد از مشورت با پزشك خانوادگي براي كساني كه مدتهاي مديدي است ورزش نكرده اند دويدن با مسافت هاي كوتاه و سه جلسه در هفته آغاز شده و به مرور و بدون عجله بر مقدار مسافت طولي افزوده مي شود.مثلا اگر در روز اول تمرين ??? متر دويده شد در روز دوم تمرين و سوم آغاز دويدن بهتر است بسته به نظر شخصي ?? تا ??? متر به مسافت اضافه شود يا با استفاده از يك كرنومتر ورزشي و رعايت اصل فشار مسافت ثابت مثلا ??? متر را در زمان كمتر از روز تمرين قبلي طي نمائيد. به عنوان مثال روز اول تمرين در ?? دقيقه و روز بعدي در ? دقيقه و ?? ثانيه و همينطور ادامه يابد تا به آستانه ي فشار فرد كه همان ركورد دويدن اوست نزديك شود. آنچه كه در تمرينات فارتلك اهميت دارد دويدن هاي پيوسته و آرام و تركيب آن با دويدن هاي سريع و كوتاه در يك روز تمرين است كه بازيگران بعد از يك دوره ي تمريني دو تا سه ماهه قادر خواهند بود انجام دهند.بهتر است اين دويدن ها در قسمت هاي خوش آب و هوا ي شهر انجام گيردمثلا در ميان درختان يك پارك جنگلي يا…

?-تمرينات نرمشي :  تمرينات كششي يا ايزو متريك اساسي ترين نوع تمرينات بازيگري محسوب مي شوند. در اين نوع از تمرينات بازيگران بدون انجام حركات سريع يا ضربه اي با انجام حركات نرمشي آرام كششي بصورت ايستاده و نشسته مي پردازند.اصل حاكم بر تمرينات ايستاده همان رعايت كشش عضله تا آستانه درد و در تمرينات زميني روح حاكم بر تمرينات يوگاست.

ب ): تمرينات آوائي

 هر بازيگر بايستي براي بازيگر شدن ويژگي بيان خود را بهبود بخشد.بعنوان يك تمرين مناسب جهت افزايش قدرت بيان بازيگران لازم است روزانه با در نظر گرفتن حروف الفبا و حركات "آ-ا-ا-او-اي"به پرورش بيان خود بپردازند به اينصورت كه حروف الف تا ي فارسي را با حركات پنچ گانه با صداي بلند و مداوم تا آخرين ظرفيت شش خويش ادا نمايدو همواره با پايين و بالا بردن شدت صوت به غناي بيان خويش بيفزايد تا بتواند در هنگام اجراي نمايش بيان خود را با ريتم هاي مختلف و شدت و ضعف هاي گوناگون با اوج و فرود متنوع ادا نمايد.

ج ): تمرينات تنفسي :

 در اين نوع از تمرينات بازيگران بايستي با كنترل تنفس خود تمام ظرفيت شش خويش را طي زمان مشخص تخليه كرده و با زمان معين هم مجددا نفس گيري نمايند. بهتر است امر تخليه شش ها در ابتدا معادل ? ثانيه و زمان نفس گيري هم حدود?? ثانيه تنظيم شود و به مرور زمان و طي جلسات مداوم با رعايت دقت زمان تخليه و پر كردن شش ها افزايش يابد. اين تمرين بايستي در موقعيت نشسته ي يوگا و در كمال آرامش اجرا گردد. ((موقعيت نشسته ورزش يوگا نظير همان حالت چهار زانو نشسته ي خودمان است.))

د ): تمرينات ميميك چهره :

 اين تمرينات شامل حركات تمريني چشم، لب، بيني، چانه و دهان، گوش،پيشاني و ساير اجزاي چهره مي باشد.

?- تمرينات چشم :

اين تمرينات شامل حركت دادن اجزاي چشم نظير پلك ها، ابروهاو گوشه هاي آن مي باشد. باز و بسته كردن كامل و بكارگيري تمام عضلات چشمي يكي از انواع تمرينات است.حركات سريع ابروها به همراه در هم كشيدن هر دو يا يك ابرو و رها كردن آن يك نمرين مهم ابرو ست.بالا و پايين دادن ابروها هم همينطور و ….

?- تمرينات لب و دهان:

حركت غنچه كردن لب ها و چرخش حلقه اي در مسير و خلاف حركت عقربه هاي ساعت، حركت دهان ماهي، باز كردن كامل دهان و لب ها و به چپ و راست كشيدن كامل لب ها ازحركات ديگر تمريني هستند.

?- حركات بيني:

حركات ظريف بيني نظير چپ و راست كردن آن و متسع كردن و منقبض كردن پرده ي بيني و… برخي از اين نوع تمرين است.

?- حركات گوش و پيشاني :

اين حركات هم مشخص است كه چه دامنه اي را شامل مي شود و بيشتر به حركات ظريف گوش كه بسيار سخت و مراحل تمرين آن عذاب آور است و حركات كششي و جمع كردني پيشاني معطوف هستند.

پايان

http: //www.aftab.ir

‏2011‏/9‏/27‏ 01:04:19 A.M data :

Editor : abbas (amir ali) hasan nezhad



*** بیشتر ***
ارسالی از   گروه جارچی   1396/04/31 | بازدید : 1077
فیلمنامه-نویسی-و-بازیگری-سینما,کلاس-های-کارگردانی,آموزش--سینما-و-تئاتر,کتاب-بازیگری-آنلاین,آموزش-بازیگری-آنلاین,فیلمنامه-نویسی,اموزشگاه-بازیگری,آموزش-بازیگری,آموزش-صداگذاری-روی-فیلم,آموزش-صدا-گذاری,آموزش-میکس-و-مسترینگ,آموزش-نرم-افزارهای-موسیقی,آهنگسازی-و-تنظیم,آموزش-آهنگسازی-با-کامپیوتر,آموزش-آهنگ-سازی,آموزشگاه--های-مجاز-موسیقی,آموزش-تار,نت-آهنگ,اکوئیپمنت-گیتار-الکتریک,آهنگ-بیکلام,ردیف-آوازی-,آواز,مبانی-آهنگسازی,سلفژ,نت-خوانی,آکوردهای-سه-صدایی,تئوری-موسیقی,سایت-موسیقی,آموزشگاه-موسيقی,
در صورت تمایل انتقادات , پیشنهادات و نظرات خود را از « اینـــجا » ارسال فرمایید