»» پایگاه خبری و اطلاع رسانی جــارچی

*** امروزه با سواد بودن به توانایی خواندن و نوشتن گفته نمی شود ***


در این اشباع اطلاعات و  مطالب متنوع آیا هضم شده ایم؟ آیا گم شده ایم؟ در این سیل رسانه ها غرق شده ایم؟ (ما فقط یکبار فرصت زندگی در این دنیا را داریم پس نیاز هست بیشتر بدانیم تا استفاده بهتر و حداکثری از این فرصت ببریم.)


به عنوان مثال زمانی که در بزرگراه های اطلاعاتی حرکت می کنیم، سواد رسانه ای می تواند به ما بگوید چه مقدار از وقتمان را در چه سایت ها، وبلاگ ها و حتی چت روم ها بگذرانیم. بنابر این می توان گفت که هدف سواد رسانه ای تنظیم یک رابطه منطقی و مبتنی بر هزینه-فایده است: در برابر زمان و هزینه ای که صرف می کنیم چه منافعی در نهایت بدست می آوریم . شاید بتوان گفت اصلی ترین هدف سواد رسانه ای این است که یک نوع استفاده مبتنی بر آگاهی و فایده مندی از سپهر اطلاعاتی اطراف داشته باشیم. {البته هر کسی اختیار انتخاب دارد و باید پیامد و نتیجه انتخاب خود را نیز بپذیرد و برعهده بگیرد}


* امروزه مدیریت فردی و اجتماعی فقط در تامین معیشت و زنده بودن افراد خلاصه نمی شود.

آثار سوء عدم مدیریت اطلاعات دریافتی برای فرد ار قبیل ترس و دلهره های ناخودآگاه گاها تا آخر عمر فرد باقی می ماند و حس بدبینی و بیاعتمادی ناشی از بیان یکسری رخدادهای غیرواقعی یا دروغ پردازی ها ریتم زندگی آرام و با ثبات را در فرد و جامعه برهم خواهد زد.



سواد : دانش و آگاهی در مورد علمی خاص در گذشته فرد باسواد فردی بود که توانایی خواندن و نوشتن را داشت.

رسانه : هر واسطه یا امکان دهنده انتقال یک محتوا (فیلم,عکس,متن,موزیک) و یا ابزارهای تسهیل کننده این امر.

فضای مجازی : محیطی غیر فیزیکی که در آن امکان بیان,ارائه مفاهیم و اطلاعات و انتقال محتوا به صورت غیر فیزیکی (غیر قابل لمس) انجام می شود که به دیجیتال معروف است.

رسانه های گروهی : وسایل ارتباط جمعی مانند رادیو و تلویزیون و مطبوعات

بازی رسانه ای : ارائه مطال و محتوای دروغینگ با بیان غیر واقعی از یک رخدادی که وقوع آن مبهم و نامشخص است معمولا بدون سند و مدرک و یا مدارک غیر قابل استنادی است برای تخریب و زیر سوال بردن یک فرد یا گروهی خاص و یا برای جلب نظر و توجه مردم عامی که تنها برای باور به یک مورد فقط به جو تلقین شده و فضای عموم می نگرند و توجهشان به تیتر(عنوان) و فضایی که توسط این مطلب توسط ارائه کننده مسمو شده است می باشد . چنین رفتارهای اجتماعی نوعی شایعه پراکنی است که در جامعه تنها ایجاد ناامنی و بدبینی می کند

هر چیزی که نمایانگر و یا واسطه انتقال یک پیام یا محتوایی باشد یک رسانه است . حتی لباس ما که بسیاری مسائل در مورد ما طرز فکر و شخصیت ما و علاقه مندی هایمان را بیان می کند به همین دلیل نیاز است تا در بعد جمعی و اجتماعی به رسانه توجه و اهمیت ویژه ای داد که بر کیفیت زندگی و سرنوشت تک تک افراد آن جامعه موثر است.


[سادگی نادانی(ساده لوحی) نیست - شاید فرد ساده نخواسته تا فرد هفت خطی باشد]



رسانه مجازی: از ترکیب دو لغت رسانه به معنای وسیله رساندن و مجازی به معنای غیر حقیقی است و در عبارت به وسیله رساندن اخبار و اطلاعات و داده ها گفته می شود

"سواد رسانه‌ای" (Media Literacy) در یك تعریف بسیار كلی عبارت است از یك نوع درك متكی بر مهارت كه  براساس آن می‌توان انواع رسانه‌ها و انواع تولیدات آن‌ها را شناخت و از یكدیگر تفكیك و شناسایی كرد و یا توانایی و قدرت دسترسی، تحليل، ارزيابي و انتقال اطلاعات و پيام‌هاي رسانه‌اي كه مي‌توان در چارچوب‌هاي مختلف چاپي و غير چاپي عرضه نمود را سواد رسانه‌اي مي‌گويند.

امروز تنها توانایی خواندن و نوشتن مهارت بزرگی نیست همیشه بشر تلاش به پیشرفت و تکامل یعنی استفاده حداکثری از ظرفیت های وجودی خود و دنیای مادی خود داشته است مثلا همین آرزوی پرواز و ... که انسان برای رسیدن به آرزوهایش حداقل در پی افزایش آگاهی و توان فکری خود بوده است.(البته این افزایش دانش و آگاهی در مسیری که مبهم و نامشخص است برعکس سبب ایجاد مشکل و آسیب می شود که در مطلب دیگری بیان شده است)

اکنون با رشد علم و پیچیدگی روابط و تعاملات اجتماعی و اقتصادی نیاز است تا افراد در خود توانمندی هایی برای پیشگیری از مشکلات و آسیب هایی که سودجویان ممکن است ایجاد کنند.پس افزایش قدرت تحلیل و تشخیص و اطلاع از چگونگی دروغ پردازی ها و شایعات به صورت نسبی برای آرامش خود و خانواده ضروری به نظر می رسد.


کنترل مصرف رسانه : مشخصا این مسله هم خیلی ساده است ... توان مدیریت فردی ما چه قدر است؟ آیا اصلا لزومی و دلیلی دارد ما ذهن خود را مدیریت کنیم ؟


ارزش گذاری و راستی آزمایی اطلاعات دریافتی

آیا ما صرفا دریافت کننده مطالب مطالب و اطلاعات هستیم؟؟؟ آیا ضرورتی به تحلیل و مناسب سازی اطلاعات دریافتی با نیازهای خود هست؟؟؟

همان طور که ما مصرف مواد خوراکی را کنترل و نظارت می کنیم لازم است آنچه که می بینیم و یا می شویم (ابزارهای بینایی - شنوایی دریافت کننده رسانه ها) را مدیریت کنیم بررسی کنیم که آیا از کیفیت و ارزش مناسبی برخوردار هستند یا خیر ؟ یکی از نشانه های کشورها جهان شوم مصرف بیش از اندازه و افراطی از رسانه ها است در مقوله سرگرمی در صورتیکه در کشورهای پیشرفته از رسانه ها برای ارتقای سواد شناختی و علمی , بهینه سازی سبک زندگی و رفاه مورد استفاده قرار می گردد.

آیا احتمال آن می رود یک رسانه هم مخرب باشد ...

آیا رسانه ها می توانند آرامش و امنیت ذهنی ما را برهم بزنند ؟؟؟

ملاکها و معیارهای یک رسانه خوب و یک محتوای دریافتی مناسب چیست؟ آیا مطالب و محتوای دریافتی ما از رسانه ها به رشد شخصیتی و رفع مشکلات درونی ما و افزایش موفقیتهای ما کمک می کنند؟

آیا یک رسانه می تواند باورها و مسائلی که برای ما مهم و ارزشمند بود را تغییر دهد و در ما ایجاد یکسری سردرگمی وتغییر ذائقه نماید؟

آیا به این مسله رسیده ایم که چرا باید خود را به سختی بیاندازم و برای حفظ ارزشهای انسانی تلاش کنم؟

آیا میزان مصرف و تنوع طلبی ما نسبت به قبل بیشتر شده است یا کمتر (حلقه ای که سب رضایت ما نمی شود)؟؟؟

آیا به این باور رسیده ایم که باید در دنیا تا آنجا که می توانیم از لذتها بهره ببریم تا بازنده نباشیم (باور و ریتم بی پایان مسابقه)؟؟؟

آیا به این نتیجه رسیده ایم که سادگی ساده لوحی است ؟؟؟



توانایی انتخاب محتوای مناسب


آیا ما قادریم تا محتوای مناسبی برای خود انتخاب کنیم؟ چه مقدار توانمندیم تا خود را مدیریت کنیم ؟ آیا اطلاعاتی که از خارج دریافت می کنیم می تواند سبب آسیب و ناهنجاری کند؟

این مسله همان توانایی شناخت خوب و بد است فقط مسائل پیچیده تر شده پس باید توانمندی های فکری ما نیز برای تشخیص این مسائل بالاتر برود و نه فقط ظاهر ما.انتخاب هایی که زندگی و آینده ما را تحت تاثیر خودش قرار می دهد و صحیح یا اشتباه بودن آن می تواند آرامش و آسایش ما را برهم بزند. با گسترش ارتباطها و سرعت انتقال مطالب و محتوا و در عین حال افزایش سرعت و ضریب نفوذ دسترسی به این اطلاعات این مسله را بسیار مهم تر میکند.انتخاب محتوایی که نیاز ما را برطرف کند نه اینکه بر دغدغه ها و فشار عصبی ما بیافزاید.

توانایی‌هاي مرتبط با سواد رسانه‌اي

برخي از توانایی‌هایي كه مي‌توان در سايۀ سواد رسانه‌اي كسب كرد از این قرارند:
1. توانایی استفاده از تكنولوژي روز از جمله كامپيوتر، براي پردازش و توليد اطلاعات؛
2. توانایی نتيجه‌گيري در مورد روابط علّي و معلولي، ميان گزارش‌هاي رسانه‌ها و واكنش عمومي؛
3. توانایی تشخيص تأثير تحريف، كليشه‌سازي، تبليغات و خشنونت در رسانه‌هاي ديداري؛
4. توانایی تشخيص تفسير و بوجود آوردن تصويرهاي بصري؛
5. توانایی مصرف انتقادي و نه منفعلانه از رسانه‌ها؛
6. توانایی اتخاذ رژيم مصرف رسانه‌‌اي؛ كسي كه از سواد رسانه‌اي برخوردار است مي‌تواند به درستي تصميم بگيرد؛ كه چه مقدار و چگونه از غذاهاي رسانه‌اي استفاده کرده و در معرض چه بخش‌هائي از رسانه قرار بگيرد؛
7. توانایی تجزيه و تحليل اجتماعي، سياسي و اقتصادي رسانه‌ها

شناخت اطلاعاتي و انتقاد از رسانه، تكنيك‌ها و تأثيرات آن، در برگيرندۀ آن دسته از فرايند‌هاي شناختي است كه در انديشه‌هاي انتقادي مورد استفاده قرار مي‌گيرند. برخي از اين فرايندها عبارتند از:
1. فهم و نقد سبك‌هاي زندگي مصرفي كه در رسانه‌ها اشاعه مي‌يابد؛
2. فهم و نقد اختلاف و اغراض سياسي و ايدئولوژيك پنهان در محتواي رسانه‌ها؛
3. فهم و نقد آثار و پيامدهاي اخلاقي، اجتماعي و فرهنگي محتواي رسانه‌ها؛
4. فهم و نقد شرايط و مناسبات مادي توليد محتواي رسانه‌اي مثل آگهي‌هاي تجاري كه در جهت تأمين منافع اقتصادي و كسب سود مادي صاحبان سرمايه است.
5. فهم و نقد بازنمایي‌ها و كليشه‌سازي‌هاي منفي اقليت‌هاي فرهنگي، قومي، جنسيتي و نژادي در رسانه‌ها

ضرورت‌هاي آموزش سواد رسانه‌اي

"باري دونكان" عضو انجمن سواد رسانه‌اي كانادا، در ضرورت اين آموزش اين دلايل را ذكر مي‌كند:
1. رسانه‌ها بر حيات فرهنگي و سياسي ما سلطه دارند؛
2. تقريباً همه اطلاعات، جز مواردي كه آنها را بطور مستقيم تجربه مي‌كنند، رسانه‌اي شده‌اند؛
3. رسانه‌ها قادرند مدل‌هاي ارزشي و رفتاري پرقدرتي خلق كنند؛
4. سواد رسانه‌اي مي‌تواند مصرف رسانه‌اي ما را لذت‌بخش‌تر كند و يك رابطه انفعالي را به يك رابطه فعال تبديل نمايد؛
5. رسانه‌ها بدون آن كه فعال کردن خودآگاه، بر ما اثر مي‌گذارند.
علاوه‌بر اين دلايل، "دن بليك" يكي ديگر از پژوهشگران عرصه سواد رسانه‌اي، دلایل زیر را در ضرورت سواد رسانه‌اي بيان كرده است:
الف) ما در يك محيط ميانجي و با واسطه زندگي مي‌كنيم؛
ب) سواد رسانه‌اي بر تفكر انتقادي تأكيد مي‌كند؛
ج) وجود سواد رسانه‌اي، بخشي از حيات يك شهروند فرهيخته و تحصيل‌كرده است؛
د) سواد رسانه‌اي، مشاركت فعال را در يك محيط اشباع‌شده رسانه‌اي ترويج مي‌دهد؛
هـ) آموزش رسانه‌اي به ما كمك مي‌كند تا فن‌آوري‌هاي ارتباطي را درك و فهم كنيم

سه جنبه سواد رسانه‌ای


سواد رسانه‌ای یك موضوع متضلع است كه قدرت درك مخاطبان از نحوه‌ی كاركرد رسانه‌ها و شیوه‌های معنی‌سازی در آن‌ها را طرف مورد توجه قرار می‌دهد و می‌كوشد این واكاوای را برای مخاطبان به یك عادت و وظیفه تبدیل كند. سواد رسانه‌ای را می‌توان بستر منطقی دسترسی، تجزیه و تحلیل و تولید ارتباط در شكل‌های گوناگون رسانه‌ای و در همین حال تأمین ضوابط مصرف محتوای رسانه‌ای از منظر انتقادی دانست.
سه جنبه‌ی سواد رسانه‌ای عبارتند از:
الف: ارتقاء آگاهی نسبت به رژیم مصرف رسانه‌ای؛ و یا به عبارت بهتر تعیین میزان و نحوه‌ی مصرف غذای رسانه‌ای از منابع رسانه‌ای گوناگون كه در یك كلام همان محتوای رسانه‌هاست.
ب: آموزش مهارت‌های مطالعه یا تماشای انتقادی
ج: تجزیه و تحلیل اجتماعی، سیاسی و اقتصادی رسانه‌ها كه در نگاه اول قابل مشاهده نیست.


"سواد رسانه‌ای" (Media Literacy) در یك تعریف بسیار كلی عبارت است از یك نوع درك متكی بر مهارت كه  براساس آن می‌توان انواع رسانه‌ها و انواع تولیدات آن‌ها را شناخت و از یكدیگر تفكیك و شناسایی كرد.
این درك به چه كاری می‌آید؟ به زبان  ساده، سواد رسانه‌ای مثل یك رژیم غذایی است كه  هوشمندانه مراقب است كه چه موادی مناسب هستند و چه موادی مضر؛ چه چیزی را باید مصرف كرد و چه چیزی را نه و یا این‌كه میزان مصرف هر ماده بر چه مبنایی باید استوار باشد. سواد رسانه‌ای می‌تواند به مخاطبان رسانه‌ها بیاموزد كه از حالت انفعالی و مصرفی خارج شده و به معادله متقابل و فعالانه‌ای وارد شوند كه در نهایت به نفع خود آنان باشد. به دیگر سخن، سواد رسانه‌ای كمك می‌كند تا از سفره‌ی رسانه‌ها به گونه‌ای هوشمندانه و مفید بهره‌مند شویم.
در این نوشتار كه شكل به‌روز‌‌شده‌‌ی مقاله‌ام در همین‌ زمینه است، سعی می‌كنم به گونه‌ای مؤثر به سواد رسانه‌ای بپردازم.

سواد رسانه‌ای و عدالت اجتماعی


در گام اول باید گفت سواد رسانه‌ای آمیزه‌ای از تكنیك‌های بهره‌وری مؤثر از رسانه‌ها و كسب بینش و درك برای تشخیص رسانه‌ها از یكدیگر است. من بر این باورم كه هدف اصلی سواد رسانه‌ای به‌خصوص وقتی درباره‌ی رسانه‌های جمعی حرف می‌زنیم، می‌تواند سنجش نسبت هر محتوا با "عدالت اجتماعی" باشد.
بنابراین هدف اصلی سواد رسانه‌ای می‌تواند این باشد كه بر اساس آن بتوان دید آیا بین محتوای یك رسانه- به مثابه محصول نهایی- با عدالت اجتماعی رابطه‌ای وجود دارد یا خیر. به عبارت بهتر، خواننده یا بیننده یا شنونده‌ی یك مضمون رسانه‌ای بهتر است رابطه و نسبت محتوای یك رسانه با عدالت را در نظر گرفته و نزدیكی یا دوری محتوای یك رسانه‌ از عدالت را مورد توجه قرار دهد تا همیشه در ارتباط با رسانه‌ به جای تسلیم بودن و یا تسلیم شدن به رابطه‌ی یك‌سویه و انفعالی، رابطه‌‌ای فعال‌تر و تعاملی‌تر داشته باشد.
باید به این گفته افزود كه هر نظام رسانه‌ای دارای یك سلسله مراتب است كه اجزای آن قابل تجزیه و تحلیل و شناسایی است؛ همچنین همین سلسله مراتب است كه محصول نهایی رسانه یا همان محتوای رسانه را می‌سازد. رفتار و بافت این سلسله‌مراتب، شبیه یك كارخانه است. در كارخانه هم تمام اجزا- اعم از زیرساخت‌ها، نرم‌افزارها، نیروی انسانی و...- دست به دست هم می‌دهند تا محصول نهایی خود را با توجه به اهداف از پیش تعریف شده، تحویل مصرف‌كننده بدهند.
شاید یك تفاوت مهم در مقایسه‌ی رسانه‌ها و كارخانه‌ها این باشد كه در رسانه‌ها كار به‌گونه‌ای صورت می‌گیرد كه مصرف‌كننده گمان كند یك حقیقت محض را دریافت كرده كه عاری از پیش‌داوری یا القاء‌گری است. البته شاید بعضی از كارخانه‌ها هم مُهر استاندارد را به همین منظور بر كالای نامرغوب بزنند تا مصرف‌كننده گمان كند یك جنس مرغوب دریافت كرده است.
به این ترتیب می‌توان گفت محصول نهایی یك رسانه الزاماً آینه‌ی دنیایی كه آن را پوشش می‌دهد نیست؛ محصول نهایی یك رسانه ممكن است بخشی از جهان یا شكل تحریف شده‌ای از آن باشد و یا حداقل در بازتاب دادن جهان ناموفق مانده باشد. محتوای رسانه می‌تواند در خدمت تثبیت یك جریان، گروه یا طبقه و یا در خدمت قدرت حاكمه باشد و آن طبقه و قدرت الزاماً عدالت‌جو، رهایی‌بخش و آزادی‌گرا نباشد.
چنین محصول رسانه‌ایی نمی‌تواند در خدمت عدالت اجتماعی عمل كند، بلكه در خدمت نیروهایی است كه درصدد عدم تأمین عدالت و یا سلب عدالت اجتماعی هستند. بنابراین می‌توان این نكته را در نظر داشت كه آگاهی و اطلاعاتی كه از رسانه‌ها به دست می‌آید، ممكن است لزوماً به صلاح اجتماع و یا عامه‌ی مردم نباشد. به عنوا مثال در نظر بگیرید بازتاب تهاجم اسرائیل به غزه را در رسانه‌های گوناگون جهان كه هر كدام از زاویه‌ای به بازتاب آن پرداختند...
در این‌جا لازم است دوباره به این نكته اشاره كنم كه سواد رسانه‌ای یك نوع درك متكی بر مهارت است و اگر قرار است از سفره‌ی رسانه‌ها انتخاب‌های دقیق و درستی داشته باشیم، آنگاه می‌توانیم بر نقش و جایگاه چنین مهارت‌هایی به‌طور خاص تأكید كنیم.

سینما و هواپیما دو مثال برای درک بهتر موضوع و اهمیت آن 

مثال اول: اگر در یك فیلم پسركی ده‌ساله در حال دویدن باشد و در همان هنگام دویدن تبدیل به یك مرد چهل‌ساله ‌شود، برای كسی كه فیلم زیاد دیده است، اتفاق عجیبی نیست. تماشاگر حرفه‌ای سینما می‌داند كه رجوع به آینده- در این مثال 40 ساله شدن فرد مورد بحث- یا بازگشت به گذشته یك فرد یا یك موضوع، احتیاج به چهل سال انتظار ندارد. این امری بدیهی در سینماست كه می‌تواند در یك پلان رخ دهد (فلاش فوروارد و فلاش‌بك).
اما دیدن چنین صحنه‌ای برای كسی كه برای اولین‌بار است كه فیلم می‌بیند، ممكن است ایجاد سردرگمی كند و لذا از خودش بپرسد آن پسرك چه شد؟ و این مرد چهل‌ساله كیست؟ اما تماشاگر حرفه‌ای سینما به‌تدریج به دانش و مهارت‌هایی مسلط شده كه لازمه‌ی درك فیلم است و بر اثر آن، نمادهای و نشانه‌‌های دیداری در سینما را به‌خوبی می‌شناسد.
مثال دوم: اگر بخواهیم در كابین خلبان یك هواپیما بنشینیم و آن‌ را به پرواز درآوریم نیاز به مجموعه‌ای از مهارت‌ها داریم تا بتوانیم هواپیما را به‌ حركت درآورده، به پرواز كشانده، كنترل كرده و به مقصد برسانیم. مگر غیر از این است؟
مسلط شدن به سواد رسانه‌ای هم مستلزم كسب آمیزه‌ای از مهارت‌هاست. با این تفاوت كه در دو مثال‌ مربوط به سینما و هواپیما، زودتر به نقش مهارت‌های خاص پی می‌بریم. نداشتن مهارت‌های مربوط به زبان سینما به عدم درك فیلم می‌انجامد و نداشتن مهارت‌های مربوط به پرواز، به سقوط و مرگ منجر خواهد شد.
ممكن است بر این گمان باشیم كه در استفاده از رسانه‌ها از مهارت‌های كافی برخوردار هستیم، در حالی‌كه این‌جا، موضوع سواد رسانه‌ای می‌تواند به مهارت‌های یك ملوان تازه‌كار و یا یك ملوان ماهر شبیه باشد. ملوان تازه‌كار هم به دریا می‌رود اما ممكن است دیگر رنگ ساحل را نبیند. برخلاف ملوان تازه‌كار، ملوان ماهر ممكن است حتی در شرایطی كه دریا توفانی است اصلاً عزم آب نكند و اگر هم برود، به‌خوبی می‌داند تا چه عمقی باید پیش رفت و چگونه با امواج مقابله و از آن‌ها عبور كرد و به ساحل بازگشت.


نمونه ها (جامعه آگاه و هوشمند مانعی در برابر تلقین کنندگان یاس و ناامیدی و عامل ثبات و مقاومت در رشد و توسعه فردی و اجتماعی است که همواره اولویت آن پویایی و نشاط جمعی است نه خودخواهی و افراط گرایی)


سوال : ویژگی یک بازی رسانه ای که دارای عوارضی مانند ناآرامی و ایجاد تنش در جامعه و افراد می کند و مخصوصا سبب می شود حس بی اعتمادی و بدبینی در جمعه هدف گسترش یابد چیست؟

یک حرکت رسانه ای تخریبی و یا با قصد تامین منافع خودخواهانه دارای دو نشانه و علامت است : اول ) این خبرسازی ها یا خبررسانیها که به صورت مهندسی شده به گونه ای ارائه میشوند تا واقعی و مهم جلوه کنند معمولا بدون سند و منبع مشخص و مستدلی ارائه می گردند و به صورت مبهم بوده و واضح نیست دوم )با کمی توجه به موضوع خبر می توان یکی از تناقضات و ابهامات فردی و یا جمعی افراد که در موارد مختلف دارند را مشاهده کرد مثلا تیترهایی که به صورت افراطی در مورد فرهنگ - مذهب و یا قومیتی بیان می کنند یک دغدغه عمومی روزمره نیست و ناگاهان فرد خوانند خبر احساس می کند چیزی در درونش به این مسله توجه می کند که اگر بی تجربه باشد موضوع و رویداد را باور کرده و قضاوت می کند.

به طور کلی در برخورد با خبرهایی که توسط افراد و یا رسانه ها به دست ما می رسد کافی است بسنجیم که آیا سند و منبعی که در کنار آن هست یا خیر و آیا آن سند و منبع معتبر هستند ... بعدا اجازه بدهیم که این خبر وارد ذهن ما و زندگی ما شود تا از هرگونه تنشها و دغدغه های بیشتر جلوگیری شود. یکی از دلایلی که سادگی در میان روستاییان بیشتر است به خاطر کم سوادی و نادانی آنها نیست بیشتر به دلیل خوش بینی و دیگرخواهی (اخلاق مداری یعنی اول اخلاق) آنها است چرا که با مسائل افسرده کننده و آسیب رسان معمول شهری که بر اساس افراط گرایی و بی اخلاقی شکل میگیرند کم مواجهه می شوند.

برخورد خودبرتربینی + حس بدبینی و بی اعتمادی (ناشی از همین رفتارهای افراطی و ناهنجاری ها و بد اخلاقی های اجتماعی) با دنیای بیرون = فشار عصبی و حال بد


برخورد عامیانه یا آگاهانه ؟؟؟


برخورد و مواجهه با فناوری و رشد و تغییر مداوم سبک زندگی


چیزی که سبب آرامش فردی و جمعی و رفاه اجتماعی می گردد قطعا رفع ضعف های مدیریت فردی و جمعی و بروز شدن به الگوهای مناسب زندگی برای تامین بهتر نیازهای افراد است.

* ولی نکته اینجا است فرد کجا آموزش دیده است تا ابتدا نیازهای خود را بشناسد و خود را چگونه ارزیابی کند ؟

* چگونه با چه اصولی می تواند به بهترین شکل و بازده راه کارها و راه حلهای مناسب پیشنهادی به خود را تفکیک کند و برای انتخاب مورد بررسی و ارزشگذاری قرار دهد؟

* چگونه ابهامات و تناقضات پیش روی زندگی خود و چالشها و مشکلات ناشی از تعامل با افراد را به بهترین شکل می تواند رفع کرده و موفقیت را کسب نماید؟


وقتی برای این سوالات و از این دست موضوعات مدیریت فردی و جمعی یک ساختار و اصول مشخصی تدوین شده باشد آن فرد و جامعه آن نسبت به هرگونه تغییرات و اثرگذاری های خارجی و یا سلیقه ای مصون و در امان خواهد و عمر و استعدادهای او به هدر نخواهد رفت و با بازی های رسانه ای و دروغ پردازی ها و تلقین اولویتهای زندگی به وی مورد سوءاستفاده قرار نمی گیرد.



به همین سادگی :

تغییر رویکرد تفکری در فرد به الگوی بیان چرایی و داشتن مهارت تفکر نقادانه و پویا

رشد علمی و فناوری در کنار رشد شخصیتی و شناختی



بازی های رسانه ای (شایعات و خبرسازی ها) و نمایش مطالب غیر واقعی و دروغ به صورت بسته بندی شده در قالب واقعی و تلقین به مخاطب که این مسائل برای شما نیاز است (تبلیغات کالا ها و مد و فشن ها) تنها سبب برهم خوردن آرامش و ثبات در افراد می شود و ما نیز با ارتقای ظرفیت شناختی و شخصیتی خود می توانیم براحتی این بدرفتاری ها را تشخیص داده و از آسیب های آنها دور بمانیم.[یه وقت عمـــــرمـان صرفا به سرگرمی و بیهودگی نگذرد!!؟]


بیشتر بدانیم تا داشته باشیم === رفــــاه +  امنیت + آرامش

رسانه، سواد، سواد رسانه اي، مك لوهان، اثرهاي رسانه ، مخاطب، مخاطب فعال

دکتر نصیری/دانشكده مطالعات جهان، دانشگاه تهران/قاسم كرباسيان/دكتر یونس شكرخواه




*** بیشتر ***
ارسالی از   گروه جارچی   1395/10/29 | بازدید : 48651
مدیریت-فردی,مهارت-های-فردی,سواد-رسانه-ای,سواد-رسانه,تست-شخصیت,
در صورت تمایل انتقادات , پیشنهادات و نظرات خود را از « اینـــجا » ارسال فرمایید
مطالب مرتبط دیگر
◄ راهكارهاي مقابله با چشم چراني و خود ارضايي را بيان كنيد؟
◄ دیوارهایی که به دیوار زندان تبدیل می کنیم فرهنگ آپارتمان نشینی
◄ نکان و تکنیک های کلیدی و طلایی برای فرار از استرس
◄ حفظ سلامت دندان ها با تغيير سبك زندگي
◄ چگونگی دل کندن از یک رابطه عاطفی نافرجام
◄ تاثر انواع آلودگی ها در مشکلات و زندگی ما چیست؟
◄ آیا می توانیم نه بگوئیم؟
◄ ارتباط بین ترس وسواسی و افسردگی
◄ آیا شما هم درحال فرار از یک حس بد هستید؟
◄ آیا ما مهارت گوش کردن را داریم؟
◄ ویژگی های افراد منفی ‌باف یا بدبین چیست؟
◄ آیا خطاهای شناختی خود را می شناسیم؟
◄ تست شخصیت آیا شما سواد دارید؟
◄ موانع حل برخی از مشکلات ما آیا خود ما هستیم؟
◄ همین الان دست از این کارها بکشید!
◄ همه چیز در مورد مقاومت ذهنی و عملکردی در برخی از افراد در برابر یک اصل و رویه صحیح در جامعه
◄ بيمارى وسواس و راه هاى درمان آن
◄ آیا شما هم در حال فرار از یک حس بد و مبهم هستید؟
◄ بدگمانی و سوءظن کابوس زندگی
◄ وقتی مردها زنانه آرایش می کنند
◄ تست اعتیاد آیا به تلفن همراه وابستگی داریم؟ به چه میزان؟ عوارض آن؟
◄ ممکن است شما نیز در حلقه بی انتهای مدرنیته گرفتار شده باشید
◄ تست شخصیت آیا ما و خانواده مان یادگیرنده هستیم؟
◄ چند راه کاربردی برای بدست آوردن آرامش
◄ راه کاری های ساده و آسان ضد خجالت و کم رویی