»» پایگاه خبری و اطلاع رسانی جــارچی

نه گفتن : بیان پاسخ منفی به درخواست , رد کردن یک طلب یا پیشنهاد

چرا اهمیت دارد : لطفا فقط چند دقیقه در این مورد بیاندیشیم ... کــــــه ... آیا ممکن است ارتباطی بین مهارت ذهنی و موفقیت وجود دارد ؟ .... یک مروری کنیم ببینیم آیا بسیاری از مشکلات فردی و جمعی ما ناشی از کم توانی در مدیریت در لحظه فکر و واکنش ما و توان تشخیص موقعیت بوده یا خیر ؟؟؟ .... چه مثالهایی برای نه گفتن و نه شنیدن در زندگی روزمره خود می توانیم پیدا کنیم؟ .... در مقابل درخواستهای درونی مان چگونه عمل می کنیم؟ هیجانی و بلافاصله با کم توجهی یا آنرا مدیریت کرده و سبک و سنگین می کنیم ؟ و .....


ارتباط نه گفتن و رد کردن موارد نامناسب و آسیب رسان برای ما با اعتماد به نفس و خودباوری ما چیست؟


کجا باید نــــــــه بگوئیم؟

تمرین نه گفتن چگونه است ؟ چگونه نه بگوییم؟

علائم ضعف در نه گفتن : تسلیم شدن وسوسه ها +زود باوری +توان مدیریت فکری پایین+کم بودن مطالعه+دروغگویی+برخورد با پرخاش و عصبانیت در زمانهای بحران و اشکال و ...


علاوه بر نه گفتن  ... توان و ظرفیت نه شنیدن هم اهمیت دارد که در بسیاری از ما کم است. این مسله را به یاد داشته باشیم که این واژه به ظاهر ساده "نه" عامل بسیاری از مشکلات فردی و جمعی است و مربوط به مهارتهای مدیریت فردی است.

عدم تحمل نه شنیدن بخشی مربوط به کودکی و بخشی مربوط به سبک زندگی و شکل گیری شخصیت در فرد دارد . در دوران کودکی بر اساس کنجکاوی ذاتی کودک تمایل دارد تا تجربه کند و این میل به دانستن را نباید با محدود کردن و مداوم نه گفتن والدین و ترساندن او از مسائلی مثل لولو و آقا دزده و ... مدیریت کرد چون این کار در دراز مدت یک حس ضعف و اشکال شخصیتی در کودک ایجاد می کند و در آینده یک مقاومت ذهنی نا مطلوبی ایجاد می کند که فرد با لجبازی با مسائل روزمره و اجتماعی برخورد خواهد کرد که هم برای خودش و هم به دیگران مشکل ایجاد می کند.(ترس و توهم از دروغ دیگران و مانع تراشی آنها برای جلوگیری از تامین نیاز وی)


همه چیز را ابتدا خودمان تجریه نکنیم تا به درستی یا غلطی آن مطمئن شویم


نه گفتن به خود : مثلا در بعد حفظ سلامتی در زمان وسوسه خوراکی ها و مصرف بیش از اندازه آنها و یا مشاهده یک تصویر , فیلم , کلیپ که فقط دغدغه فکری مارا بیشتر می کند و ....

نه گفتن به دیگران : در بعد سلامت خود در مقابل تعارف دیگری برای خوردن هنگام سیری ما چگونه عمل می کنیم؟ در قبال درخواست بعضی از دوستان و پیشنهادات نا به هنجار آنان که به ظاهر برای محک و تست شجاعت ما است چگونه برخورد میکنیم؟

انسان ها به مناسبت زندگی در بافت جامعه درمعرض انواع گوناگون روابط اجتماعی و روابط بین فردی قرار می گیرند. این روابط باید به نوعی مدیریت شوند که سالم ، سازنده ، و انطباقی باشند تا موجبات رشد و ارتقاء افراد  فراهم گردد.

اعمال مدیریت صحیح و کارآمد روابط مستلزم برخورداری از دانش ، آگاهی و مهارت هایی است که افراد با استفاده از آن ها می توانند روابط بین فردی و اجتماعی خود را به نحوی مؤثر سازمان دهند. مهم ترین مهارت های مورد نیاز عبارتند از : مهارت خود آگاهی ، مهارت مقابله با احساسا ت ، مهارت تصمیم گیری ، مهارت تفکّر نقّادانه  ، مهارت حل مسئله و مهارت مطالبه گری یا جسارت (assertiveness ).

معمولاً رفتارهای اجتماعی را به سه گروه جسورانه ، منفعلانه و پرخاشگرانه تقسیم می کنند. البته این تقسیم بندی برای سهولت فهم مطلب صورت می گیرد و گرنه رفتارهای اجتماعی بسیارپیچیده تر و    متنوع تر هستند . دررفتار پرخاشگرانه فرد با توسّل به خشونت و انواع گوناگون پرخاشگری مقاصد و نیازهای خود را ابراز و سعی می کند با تجاوز به حقوق دیگران خواسته خود را مرتفع سازد یا حق خود را بگیرد. دررفتار منفعلانه فرد با انفعال ، سکوت و تسلیم در برابر دیگران واکنش نشان می دهد و از ابراز حالات ، احساسات و نیازهای خود باز می ماند و اجازه می دهد تا حقوق او توسط دیگران پایمال شود. با رجوع به این تعاریف مشخص است که رفتار جسورانه ، مطالبه گرایانه یا قاطعانه تنها رویکرد سالم ، انطباقی و سازنده ای است که باید در روابط بین فردی و انسانی اعمال شود. انواع رفتار مطالبه گرانه عبارتند از بیان جسورانه ، درخواست جسورانه و رد جسورانه و قاطعانه یا توانایی نه گفتن که موضوع اصلی این نوشتار است .

هرکس حق دارد به خود احترام بگذارد ، دارای نظرات و عقاید شخصی باشد و آن ها را بیان کند. اولویت ها و انتخاب های خود را دنبال کند ، به دیگران بگوید مایل است چه رفتاری با او داشته باشند و درقبال چیزی که می دهد چیزی را درخواست کند . پس ما حقّ داریم که نه بگوییم بدون آن که دچار احساس گناه ، خشم یا شرم شویم و احساس خوبی هم دربارۀ نه گفتن خود داشته باشیم . درحقیقت اگر حق نه گفتن را از افراد بگیریم  آن ها را از حق اظهار نظر محروم و انتخاب های آنان را محدود کرده ایم .

ما به شما فقط پیشنهاد می دهیم (نه آموزش -- نه نصیحت) :

لازم است شروع هر کاری را جدی گرفته و هر کاری را با تأمل آغاز نمایید . چه بسا بسیاری از بدبختی ها ونا بسامانی ها از یک مسأله جزئی شروع می شود.

عدم توانایی در گفتن نه به درخواست های نادرست ، سرآغاز بسیاری از مشکلات است .

در صورت تعارف سیگار و مواد مخدر توسط دوستان حتماً نه بگویید .

مهارت امتناع یا نه گفتن را د رخود تقویت نمایید .

روش های نه گفتن :

1- به سادگی و مستقیماً نه بگویید .

2- یک دلیل یا بهانه ای برای امتناع خود بیاورید .( مثلاً من سرما خورده ام ، دکتر قدغن کرده ...)

3- از تکرار کردن نه شرمسار نشوید.

4- سعی کنید بحث را عوض کنید .

5- با حرکات غیرکلامی پاسخ دهید . طورمثال :

- شانه های خودرا بالا بیاندازید.

- صورت خودرا درهم کنید.

- سرخودرا عقب ببرید.

- دستان خودرا حرکات دهید.

- محل را ترک کنید.

ازشما توقع انجام کاری هست که تمایل به انجام آن ندارید ، دلتان می خواهد نه بگویید ، اما احساس اضطراب می کنید ، احساس فشار می کنید ، می خواهید خودرا انسانی موافق و اهل تشریک مساعی نشان دهید ، اما نترسید و با قاطعیت نه بگویید.

بدانید:

عدم توانایی در گفتن (( نه )) به درخواست های نادرست مثل تعارف سیگار و قلیان و مواد مخدر و ... سرآغاز بسیاری از مشکلات است .

آیا می دانیم:

مهمترین علل (( بله گفتن )) به جای (( نه گفتن )) چیست ؟

- غافلگیر شدن

- میل به راضی کردن دیگران و تأیید ایشان

- ترس از ناراحت کردن دیگران و هماهنگی با بقیه

- ترس از مجازات

- احساس گناه

- تفاوت با مقام بالادست

- تلافی

- نوع فرهنگ

- از خودگذشتگی

- نیاز به قدرت

زندگی کردن هم فقط برای زنده بودن نیست؛ بلکه هنر زندگی کردن است. یکی از هنرهای زندگی کردن «هنر نه گفتن» است. همانطور که فرد باید یک هفته تمام تلاش وکار کند تا آخر هفته به استخر برود و شنا کرده و خستگی از تنش بیرون رود. همانطور که هنر شنا کردن را بلد است و خستگی خود را از طریق آن از بین می‌برد، باید هنر نه گفتن را هم بلد باشد تا در برابر خیلی از مشکلات و مسایل «نه» بگوید.

هنر نه گفتن استفاده آن در جای مناسب خودش است

افراد باید تلاش کنند که هرکاری را به درستی برای دیگران انجام دهند؛ اما در عین حال نفع و منفعت آن را هم برای خود در نظر بگیرند.

کسانی که همیشه دربرابر درخواست دیگران بله می گویند غیرنواز خوانده می شوند. وضعیت کسی که درشرایطی که باید نه گفته شود . بله می گوید از دو حالت خارج نیست . یا اصلاً نمی داند که باید نه بگوید و یا می داند امّا توانایی نه گفتن را ندارد.درحالت اوّل با نوعی ناآگاهی روبرو هستیم که فرد حتی از افکار ، احساسات و نیازهای خود آگاه نیست و بر شرایط خود اشراف ندارد. در حقیقت فردی منفعل ، دنباله رو و وابسته است که مانند برده ای تسلیم نظریات و خواسته های دیگران می شود و مورد سوء استفاده قرار می گیرد. حالت دوّم که مورد بحث ماست ، وضعیت کسی است که می داند باید نه بگوید ولی توانایی آن را ندارد و از این بابت رنج می برد و احساسات منفی را تجربه می کند.
حال باید دید علل این امر چیستند و چرا بعضی ها در رد درخواست دیگران مشکل دارند . عدم توانایی  نه گفتن به دلایل مختلف و در شرایط گوناگون روی می دهد . ترس از دست دادن یک رابطه یا یک فرد از جملۀ این عوامل است . گاه فرد آنقدر کمرو و خجالتی است که نمی تواند نه بگوید و گاه به دلیل آن که پس از نه گفتن دستخوش احساس گناه ، اضطراب یا شرم می شود از این کار سرباز می زند. بعضی ها به فداکاری دائمی و بدون دلیل در حق دیگران عادت کرده اند و برخی هنگامی که مورد درخواستی قرار    می گیرند فکر می کنند موهبتی به آن ها اعطاء شده است یا احساس مهم بودن می کنند . میل به راضی کردن دیگران ، کسب تأئید از غیر و تمایل به خوب جلوه کردن از عوامل دیگر غیرنوازی  است . بعضی ها هم اصلاً بدون آن که درخواستی از آن ها شده باشد یا مسئولیتی داشته باشند به صورتی مبالغه آمیز به دیگران محبّت می کنند یا خدمتی انجام می دهند و دردام بله گفتن به هر قیمتی می افتند.
عدم توانایی نه گفتن علاوه بر تخریب روابط شخصیت پی آمد های منفی دیگری نیز دارد. اولاً موجب اتلاف وقت و از دست رفتن زمان می شود. زمان مهم ترین سرمایه ماست ثانیاً آری گفتن به همه موجب می شود تا تأمین خواسته های دیگران برارضاء نیازها و تحقق برنامه ها و اهداف ما اولویت پیدا کند . به این ترتیب ما عملاً از زندگی بازداشته می شویم چون برنامه ها و اهداف خود را دنبال نمی کنیم و درنهایت اشراف و آگاهی خود بر زندگی را از دست می دهیم و کنترلی برآن نخواهیم داشت . ثالثاً وقتی می دانیم که باید نه بگوییم و آری می گوییم احساس خوبی پیدا  نمی کنیم و از خودمان ناراضی  هستیم که چرا شهامت لازم برای رد درخواست دیگری را نداشته ایم و دستخوش اضطراب ، افسردگی و سایر حس های منفی می شویم و به اصطلاح اعصابمان خرد می شود. خود خوری می کنیم ، تحقیر می شویم و حتی فکر می کنیم سرمان کلاه رفته است ولی جرئت و توانایی دفاع از خود را نداریم . تجمّع این احساسات منفی منجر به انواع آسیب های روحی و بیماری های روان تنی می شود و چهارم بسیاری از موارد درخواست های دیگران مبتنی بر سوء استفاده ازافراد است و روابط توأم با سوء استفاده دراشکال گوناگون آن جهنمی است که افراد برای خود تدارک می بینند و درنهایت شخصیت و زندگی آنان را تباه می کند.


انواع نه گفتن:

اگر بخواهیم انواع مواردی که ما در آنها ناچار به استفاده از این مهارت هستیم را دسته بندی کنیم، به دو طبقه کلی می‌رسیم؛ نه گفتن به خود و نه گفتن به دیگران.
نه گفتن به خود

هر فرد برای خود اهدافی در نظر می‌گیرد و بر این اساس تصمیماتی اتخاذ می‌کند. بر این اساس و برای عملی ساختن تصمیمات خود لازم است با هر آنچه که در ارتباط با خود و مانع عملی شدن تصمیمات او می‌شود، مبارزه کند. در چنین حالتی فرد باید به خواسته‌های خود نه بگوید تا بتواند به اهداف خود برسد. تصور کنید فردی را که تصمیم گرفته است با اجرای یک رژیم غذایی مناسب تعدادی از وزن خود را کاهش دهد. کاهش دادن وزن هدف اساس اوست که برای رسیدن به آن باید دست از برخی رفتارهای خوردن بردارد. مثلا از خوردن ، شیرینجات خودداری کنید.


زمانی که فرد در مقابل و وسوسه خوردن یک تکه شیرینی خوشمزه مقاومت می‌کند، در واقع به خواسته‌های خود جواب نه می‌دهد. خواسته‌هایی که با خواسته‌های اساسی‌تر او منافات دارد. به عنوان یک مثال دیگر دانش آموزی را در نظر بگیرید که قصد دارد نمرات بالایی در امتحان پایان سال بدست آورد. برنامه ریزی می‌کند و تصمیماتی می‌گیرد. طبعا در چنین برنامه ریزی ما زمان کمتری صرف تفریحات و غیره خواهد شد. زمانی که در مقابل وسوسه تماشای یک برنامه تلویزیونی مقاومت می‌کند، در واقع از مهارت خود برای نه گفتن به خود استفاده می‌کند.

نه گفتن به دیگران:


زمانی که خواسته‌های فرد و تمایلات فرد با خواسته‌های دیگران منافات پیدا می‌کند. در این حالت فردی که تمایلات و خواسته‌های خود را ترجیح می‌دهد، ناچار است در مقابل خواسته‌های دیگران مقاومت کند. چگونه می‌تواند این کار را انجام دهد؟ تصور کنید دانش آموزی که کتاب درسی خود را برای مطالعه خودش لازم دارد در مقابل درخواست دوستش که کتاب او را شب امتحان به امانت می‌خواهد، چه عکس العملی باید داشته باشد. در چنین مواردی معمولا مهارت نه گفتن احساس می‌شود.

از چه راههايى مى توان «نه گفتن» راه ساده تر كرد؟

گام اول:

در قدم اول سدها يا موانعى كه از نظر اخلاقى و ذهني بر سر راهتان مى بينيد را شناسايى كنيد. براى مثال اگر دوستى از شما درخواست نابجايي كند و اگر به او نه بگوييد چه عواقبى خواهد داشت؟

- آيا مى ترسيد او هرگز پس از اين ماجرا با شما صحبت نكند.

- آيا از اين نگرانيد كه مبادا در مورد شما جور ديگري فكر كند.

يا اگر به كارفرمايتان «نه بگوييد» از كار بركنار مى شويد؟

يا رد درخواست يكي از همكارانتان واقعا از لحاظ شغلي براي شما زيان آور خواهد بود؟

گام دوم،

پس از بررسى خطرات احتمالى از بعد منفى آن، با واقع بينى شرايط احتمالى را در ذهن خود ترسيم كنيد. عجله نكنيد با دقت اين گام را برداريد اگر نياز مي بينيد كه احتمالات مختلف را يادداشت كنيد اين كار را انجام دهيد شايد براي ابتداي كار مناسب باشد.

- اگر نه بگويم دوستم كمى ناراحت مى شود اما پايه هاى دوستى ما استوارتر از اين است كه با اين مورد خراب شود. از طرفى شايد دوستم به خاطر شنيدن «نه» صريح و رك من نسبت به دوستى ما اعتماد بيشترى پيدا كند.

- رئيس اداره حتماً در برابر «نه» گفتن من كمى ناراحت مى شود. اما اگر «بله» بگويم و با توجه به فشار روحى ناشى از به هم خوردن برنامه هايم عصبانى و بى حوصله كار كنم عواقب بدترى پيش خواهد آمد.

گام سوم،

قطعاً مطالعه شرايط احتمالى از ديدگاهى منطقيتر و خوش بينانه تر اين امكان را بوجود مى آورد كه عدم پذيرش خود را اعلام كنيم.قطعا شما ديگر دنبال توجيه ها و دلايل بي اساس نمي رويد.مهارت نه گفتن به شما اين آمادگي را مي دهد قبل از اينكه جواب مثبت دهيد ،فكر كرده و سريع گامهاي مورد نياز را برداريد و پاسخ منطقي به درخواستهاي ديگران بدهيد.ب

رخي از اين پاسخهاي شما و نه گفتن هاي شما ممكن آينده شما را تحت تاثير قرار دهد و برعكس ناتواني در نه گفتن در شرايط نامناسب، شما را درگير موضوعات و موقعيتهايي مي كند كه بازگشت به شرايط عادي بسيار مشكل است.
در اين مرحله مستقيم و با وضوح كامل «نه» را بگوييد. اجازه دهيد حركات و رفتار ناشى از مخالفت شما با انجام مسأله مورد نظر با كلامتان هماهنگ باشد، پس بهانه تراشى بى مورد نكنيد و به دنبال توجيه ماجرا نباشيد.

البته از آن جايى كه عادت كرده ايد سالها «بله» بگوييد و هنر «نه گفتن» به موقع را نداشته ايد براى موارد اوليه اين تمرين به مشكلاتى برخورد مى كنيد. كه بهتر است براى تمرين اين مهارت نخست از موارد ساده تر شروع كنيد و به مواردى «نه» بگوييد كه احتمال خطر و صدمات ناشى از آن كمتر است. به اين ترتيب مى توانيد بعد از مدتى تصميمات مهمتر و معقولانه اي بگيريد.
ویژگی افرادی که مهارت نه گفتن دارند:

این افراد قاطعیت خوبی دارند، اعتماد به نفس آنها بالاست، برنامه‌های شخصی در زندگی دارند و اهدافشان روشن و واضح است و می‌دانند که از چه راهی به اهداف خود خواهند رسید.

در مقابل افرادی که توان کافی برای نه گفتن ندارند  خودباوری ضعیفی دارند، به راحتی تسلیم دیگران می‌شوند. ممکن است اهداف و برنامه ریزیهای مشخصی نداشته باشند و اگر داشته باشند اهمیت لازم را به آنها نمی‌دهند.

این افراد معمولا به برآورده شدن خواست دیگران اهمیت می‌دهند که می‌تواند ناشی از ترس آنها به از دست دادن دوستیها ، طرد شدن و ... باشد.
تقویت مهارتهای نه گفتن:

    * مشخص کردن اهداف و برنامه‌ها گام اول در این راه است. اهداف مشخصی داشته باشید و مسیرهای خود را برای رسیدن به این اهداف معین کنید.
    * اعتماد به نفس خود را تقویت کنید.
    * نه گفتن را با تمرین در مسائل جزئی‌تر تکرار کنید.
    * به افرادی که قاطعیت دارند و مهارتهای خوبی در این زمینه دقت کنید و ویژگیهای آنها را مورد توجه قرار دهید.
    * اطلاعات و آگاهیهای خود را افزایش دهید.

 

خود را تقویت کنید و مطمئن باشید که نه گفتن ،رابطه اجتماعی شما را مختل نخواهد ساخت. در مواردی هم که نه گفتن به مسائل جدی و خطرناکی مربوط می‌شود، از دست رفتن رابطه به نفع شما خواهد بود. با برقراری روابط سالمتر اجتماعی جایگزینی برای رابطه از دست رفته خواهید داشت.

قطعاً شروع نه گفتن به افراد خاص ساده تر است مثلاً دوستان نزديك، خانواده يا غريبه ها... با هر كدام راحتتر هستيد با آنها شروع كنيد (البته فراموش نشود نه گفتنى كه دليل منطقى و حساب شده اى داشته باشد، نه مواردى كه از روى تنبيلى، بى حوصلگى و يا عدم پذيرش مسؤوليت است)

نه گفتن را باید از موقعیت های آسان تر و با افرادی که راحت تر هستیم آغاز کنیم و به تدریج آن را به شرایط دشوارتر و اشخاص دورتر تعمیم دهیم . نه باید قاطع ، محکم ، کوتاه و صادقانه باشد و با استفاده از ضمیر  " من  "  و تکیه و تأکید برآن صورت گیرد . از افعالی استفاده شود که نشان دهندۀ جدیت است مانند من تصمیم دارم ............   من می خواهم ...... یا من نمی خواهم این کار را بکنم و با اعتماد به نفس و عاری از تردید ، شک و دودلی بیان شود. نه باید محترمانه ، صادقانه و واقعی جلوه کند و گستاخی و پرخاشگری را نباید با مطالبه گری و جسارت اشتباه گرفت . بیان نه نباید همراه عذر و بهانه یا ابراز تأسف باشد . نه گفتن باید به صورت مستقیم و بدون توسّل به رفتارهای  حاشیه ای صورت گیرد. اگر در موقعیتی بودید که دادن پاسخ صریح دشواراست باید جواب قطعی را به تأخیر انداخت و مثلاً گفت دراین باره فکر خواهم کرد. اگر پس از نه گفتن بازهم طرف مقابل اصرار ورزید شما نیز باید بر پاسخ منفی خود پافشاری کنید (به نتیجه احتمالی ناخوشایند این آری گفتن بیندیشیم)

جمع بندی :

چرا «نه» گفتن سخت است؟
باید سعی کنید «نه» گفتن را یاد بگیرید. در واقع باید بتوانید درک درستی از موقعیت و شرایط داشته باشید تا موفق به کسب این ‘مهارت’ مهم شوید.
برخی شرایط سخت برای «نه» گفتن عبارتند از:

۱- احساس نیاز در یاری رسانی به دیگران: افراد مهربان و خوش قلب به صورت غریزی، کمک به سایرین را دوست دارند. حتی اگر این کمک به قیمت از دست رفتن زمان برای انجام کارهای خودشان تمام شود.

۲- ترس از بی احترامی: بسیاری از افراد، از ترس اینکه «نه» گفتن ممکن است بی احترامی به حساب آید، از انجام آن طفره می روند. این فرهنگ غلط به طور کل در آسیا -و خصوصاً ایران- بسیار شایع است.

۳- سازگاری: دلیل دیگر تایید و قبول درخواست های دیگران، این است که نمی خواهند اینطور تصور شود که با رفتارهای گروه، بیگانه و ناسازگارند. در واقع آنها دوست دارند به سرعت از سمت افراد یک گروه (خانواده، گروه دوستان، همکاران و …) به عنوان فردی همگرا پذیرفته شوند.

۴- ترس از درگیری: برخی افراد از ترس درگیری و خشم درخواست کننده، قدرت پاسخ منفی و رد درخواست آنها را ندارند. این افراد از هر برخوردی دوری می کنند و همیشه نگران عواقب مخالفت یا رد درخواست سایرین در آینده هستند.

۵- نگرانی ِ از دست رفتن فرصت: گاهی اوقات ممکن است اینگونه تصور شود که یک درخواست فرصتی است که نباید از دست داد. برای مثال اگر از فردی درخواست شود که به بخش دیگری از شرکت منتقل شود، علاوه بر اینکه او نمی خواهد دوستانش را در بخش فعلی ترک کند، تصور اینکه فرصت پیش آمده هم دیگر پیش نمی آید، او را آزار داده و «نه» گفتن را برایش سخت می کند.

۶- ترس از خراب شدن پل های پشت سر: رو دربایستی و نگرانی از اینکه رد یک درخواست باعث خراب شدن پل های پشت سر و قطع روابط شود نیز علت مهم دیگری در ناتوانی برای «نه» گفتن به حساب می آید.

ادامه این مطلب برای کسانی است که در شرایط وصف شده قرار گرفته و از «نه» گفتن باز مانده اند. اگر چنین هستید، در مرحله اول باید سعی کنید به خود بقبولانید که «نه» گفتن نشانه بی ادبی یا طفره روی از کمک به سایرین نیست. «نه» گفتن به معنی از دست رفتن آینده و روابط هم نیست.
تمام این تصورات، زاییده ذهن ما و تاثیر فرهنگ عامه و غالب بر ماست.

در واقع «نه» گفتن، احترام به زمان و ارزش دادن به خود شما است. شما باید بتوانید اولویت ها را در کنار هم گذاشته و نیاز های خود را بسنجید. و پس از آن، نسبت به نوع پاسخ دهی به درخواست افراد مختلف، عکس العمل صحیح نشان دهید.

۷ راه ساده برای «نه» گفتن

قبل از هر چیز، باید بپذیرید که «نه» گفتن حق شماست. اگر بتوانید «نه» گفتن را در شرایط صحیح تمرین کرده و انجام دهید، در مدتی کوتاه متوجه می شوید که به آن بدی که فکر می کنید هم نیست. بقیه کم کم شما را درک می کنند و مقاومت نشان نمی دهند. نگرانی از «نه» شنیدن ِ افراد از طرف ما، در واقع فقط یک نگرانی بی مورد و فرضی است.

اما اگر مطمئن نیستید که چگونه باید «نه» گفتن را انجام دهید، این هفت راه حل ساده برای شما هستند. توجه داشته باشید که هر یک از این متد ها را باید در شرایط خاص خودشان امتحان کنید.

۱- بگویید: در حال حاضر به حدی گرفتار سایر امور هستم که نمی توانم برای سایر کارها وقتی اختصاص دهم.
اگر شما گرفتار انجام اموری خاص باشید، مطمئناً توانایی قبول درخواست یا پیشنهاد دیگری را ندارید. پس اگر وضعیت خود را برای کسانی که درخواستی با شما مطرح می کنند، شرح دهید، مطمئناً شرایط شما را درک خواهند کرد. در این صورت در آینده نیز قبل از اطمینان از وضعیت کاری شما، درخواست بی جایی نخواهند داشت.

۲- بگویید: الان وقت خوبی نیست. من درگیر کاری هستم که تا چند ساعت/روز/هفته دیگر تمام می شود.
حتماً بارها پیش آمده که کسی به صورت ناگهانی از شما درخواستی می کند و یا پیشنهادی برای شما دارد. مثلاً در زمانی که شما در جلسه ای مهم بوده و یا مشغول انجام کاری خاص هستید. «نه» گفتن در چنین موقعیت هایی بسیار ساده تر از سایر اوقات است. شما به راحتی با مقرر کردن زمانی دیگر، می توانید به دوست خود بفهمانید: الان «نه»!
البته همین که وقت دیگری را پیشنهاد می دهید، خود را متمایل به کمک نشان داده اید و این مساله حسی خوب را در طرف مقابل ایجاد خواهد کرد.

۳- بگویید: من خیلی دوست دارم در این قضیه کمک کنم، اما…
در برخی مواقع پیشنهادات و درخواست هایی با شما مطرح می شود که ممکن است مجبور شوید به دلایل مختلف از «نه» گفتن طفره روید. اما یکی از بهترین متدها این است که در کنار تمایل نشان دادن در کمک به فرد متقاضی، با جمله ای شبیه جمله فوق، دلیل موجهی برای عدم پذیرش درخواستش بیاورید. برای مثال، ممکن است از شما به عنوان یک وبلاگ نویس درخواست شود که کاری انجام دهید. در چنین وضعیتی چنانچه نمی توانید پیشنهاد را قبول کنید، بهتر است علاوه بر نشان دادن تمایل تان، سایر امور یا پروژه های کاری را مانع قبول درخواست برشمرید. در این صورت ‘«نه» گفتن’ را با موفقیت انجام داده اید.

۴- بگویید: به من کمی فرصت بدهید که در این خصوص فکر کنم. سپس به شما خبر می دهم.
گاهی، «نه» جواب قطعی شما به یک درخواست خاص نیست. اگر شما علاقمند به انجام یک کار یا قبول یک پیشنهاد هستید، شاید لازم باشد قبل از آن به وضعیت کارها و وظایف فعلی خود نگاهی بیاندازید. همچنین شاید برای فکر کردن در خصوص آن پیشنهاد خاص و بررسی جوانب مختلف آن، به زمان کافی نیاز داشته باشید. پس صادق باشید و به جای «بله» یا «نه» گفتن های فوری، مقدار مشخصی زمان (یک روز/یک هفته/…) برای فکر کردن، از طرف مقابل بخواهید.

۵- بگویید: این پیشنهاد، چندان با روحیات/شرایط/منافع/نیازهای من سازگار نیست؛ با این حال به فکرش هستم.
اگر شخصی سعی دارد پیشنهاد یا درخواستی را با شما مطرح کند که از نگاه شما چندان جذاب نیست، به جای «نه» گفتن، وی را در قالب جمله فوق، از شرایط موجود مطلع کنید. در این صورت بحث و تبادل نظر های بیشتری صورت می گیرد تا به توافق نهایی برسید. نکته مهم در این متد این است که بتوانید به وی بفهمانید که به دنبال چیز دیگری هستید. در این صورت او را متوجه اشتباهش کرده اید بدون اینکه بی احترامی کرده یا به درخواستش بدون توجه «نه» گفته باشید.
فرد مقابل این رفتار شما را محترمانه و هوشمندانه می بیند و در آینده نیز روی شما حساب ویژه ای باز می کند.

۶- بگویید: شاید من فرد مناسبی برای انجام این کار نباشم. فکر می کنم آقا/خانم X گزینه بهتری باشد.
اگر از شما کمکی خواسته می شود یا شغلی به شما پیشنهاد می شود که -از لحاظ فنی- نمی توانید یا -بخاطر درگیری های شغلی یا شخصی- امکان کمک رسانی را در خود نمی بینید، می توانید فرد بهتری را پیشنهاد دهید. البته توجه داشته باشید که فردی که پیشنهاد می دهید را هم به دردسر نیاندازید!
در این صورت با یک تیر چند نشان زده اید. هم بسیار محترمانه «نه» گفته اید، هم ممکن است از طریق شما شغل مناسبی برای فردی که پیشنهاد داده اید، ایجاد شود.

۷- بگویید: «نه»؛ نمی‌توانم قبول کنم!
اما ساده ترین و مشخص ترین راه برای عدم قبول یک درخواست یا پیشنهاد، این است که به صورت مستقیم به درخواست دهنده بگویید: «نه»!
اگر هیچکدام از شرایط فوق برای «نه» گفتن ایجاد نشده، «نه» گفتن به صورت مستقیم بهترین و صادقانه ترین راه ممکن است. مطمئن باشید که از عکس العمل محترمانه طرف مقابل در قبول «نه» از طرف خودتان، شگفت زده خواهید شد.

***

به یاد داشته باشید که یادگیری ‘«نه» گفتن’، خود یک هنر است. اما توجه داشته باشید که این هنر همیشه نیازهای شما را برآورده نمی کند. گاهی اوقات قبول برخی درخواست ها، مسئولیت ها و پیشنهادات می تواند بیشتر از هر وقت دیگری به نفع شما باشد. پس با دقت و با در نظر گرفتن جوانب پاسخگوی درخواست های افراد باشید.


مدیریت فردی (مهارتهای زندگی - مدیریت فکری)

در جمع دوستان و یا در معاشرتهای اجتماعی [اعتیاد - مد و مدلهای ناهنجار] (البته سرگرمی های مفرح دیگری را به عنوان جایگزین باید فراهم کرد)  // واکنشهای سریع در زمان عصبانیت // پذیرفتن پیشنهاد و خواسته های اطرافیان که مطابق سلیقه و خواسته ما نبوده و  نتیجه آن هم مورد مطلوب و رضایت مان نیست (نیازهای ما اگر به صورت صحیح تامین نشود در ما ایجاد فشار عصبی و حال بد می کند و اگر مشکلات و ناراحتیهای شکست های بعدی نیز به آن اضافه شود .....)

نـــــه گفتن در جاهایی که به ما پیشنهاد می شود

نـــــه گفتن در جاهایی که از ما درخواستهایی می شود

نـــــه شنیدن که سبب لجبازی و انتقام می شود


و .....


ای بابا یعنی این قدر یه نـــــــــــــــــــــــــه گفتن سخت هست .... آرامش و شادابی شما آرزوی ماست

با تشکر از دکتر غلامحسین معتمدی و گروه کارشناسی جارچی




*** بیشتر ***
ارسالی از   گروه جارچی   1395/12/10 | بازدید : 32044
احترام-به-نفس،ارزش،اعتماد-به-نفس،مهارت،نه-گفتن،هنر-نه-گفتن,توانایی-نه-گفتن,مهارت-زندگی,ناتوانی-در-نه-گفتن,مدیریت-فردی,تست-شخصیت,
در صورت تمایل انتقادات , پیشنهادات و نظرات خود را از « اینـــجا » ارسال فرمایید
مطالب مرتبط دیگر
◄ نکان و تکنیک های کلیدی و طلایی برای فرار از استرس
◄ آیا ما مهارت گوش کردن را داریم؟
◄ تست شخصیت آیا ما و خانواده مان یادگیرنده هستیم؟
◄ تست شخصیت آیا شما سواد دارید؟
◄ ممکن است شما نیز در حلقه بی انتهای مدرنیته گرفتار شده باشید
◄ آیا خطاهای شناختی خود را می شناسیم؟
◄ حفظ سلامت دندان ها با تغيير سبك زندگي
◄ راهكارهاي مقابله با چشم چراني و خود ارضايي را بيان كنيد؟
◄ آیا می توانیم نه بگوئیم؟
◄ آیا شما هم در حال فرار از یک حس بد و مبهم هستید؟
◄ چند راه کاربردی برای بدست آوردن آرامش
◄ همه چیز در مورد مقاومت ذهنی و عملکردی در برخی از افراد در برابر یک اصل و رویه صحیح در جامعه
◄ تست اعتیاد آیا به تلفن همراه وابستگی داریم؟ به چه میزان؟ عوارض آن؟
◄ ارتباط بین ترس وسواسی و افسردگی
◄ همین الان دست از این کارها بکشید!
◄ دیوارهایی که به دیوار زندان تبدیل می کنیم فرهنگ آپارتمان نشینی
◄ ویژگی های افراد منفی ‌باف یا بدبین چیست؟
◄ راه کاری های ساده و آسان ضد خجالت و کم رویی
◄ بدگمانی و سوءظن کابوس زندگی
◄ وقتی مردها زنانه آرایش می کنند
◄ تاثر انواع آلودگی ها در مشکلات و زندگی ما چیست؟
◄ آیا شما هم درحال فرار از یک حس بد هستید؟
◄ چگونگی دل کندن از یک رابطه عاطفی نافرجام
◄ موانع حل برخی از مشکلات ما آیا خود ما هستیم؟
◄ بيمارى وسواس و راه هاى درمان آن